حرب بن شرحبيل از بزرگان اصحابش با آن حضرت راه مىرفت در حالى كه حضرت سوار و او پياده بود فرمود : « ارجع فانّ مشى مثلك مع مثلى فتنة للوالى و مذّلة للمؤمن » حكمت 322
« و امثالهم فى القلوب موجودة » حكمت 147 منظور از امثال شكلها و نظير آن است « مثله » ( مثل نمره ) عقوبت و نيز بريدن دست و گوش و بينى و نظير آنها ، آن دو بار در « نهج » آمده است دربارهء جنايات حاكمان جبّار فرموده : « و من قبل ما مثلَّوا بالصالحين كلّ مثلة و سمّوا صدقهم على الله فرية » خ 147 205 و پيش از آن آنكه عقوبت كردند بر نكوكاران هر عقوبت را و راست گفتنشان بر خدا را ، دروغ ناميدند ، دربارهء ابن ملجم عليه لعائن الله وصيت كرد كه : « و لا تمثلوا بالرّجل فانى سمعت رسول الله صلى الله عليه و آله يقول : اياكم و المثلة و لو بالكلب العقور » نامهء 47 422 ، دست و پا و سائر اندام ابن ملجم را نبريد كه من شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمود : از مثله كنار شويد و لو نسبت به سگ هار .
« مثلات » عقوبتهاى شبيه هم كه چندين بار در « نهج » آمده است « امثل » به معنى بهتر و خوب است نامهء 31
مجج مجّ : انداختن ، مثل انداختن آب از دهان ، گويند :
« مجّ الشراب و الشىء من فيه : رماه »
چهار مورد از آن در « نهج » آمده است چنان كه فرموده : « ما مزح امرء مزحة الَّا مجّ من عقله مجّة » حكمت 450 مزاح و شوخى نكرد مردى مگر آن كه مقدارى از عقل خود را انداخت و از دست داد .
دربارهء حكومت بنى اميّه فرموده : « حتى يظنّ الظانّ انّ الدنيا معقولة على بنى اميّه . . . بل هى مجّة من لذيذ العيش يتطَّعمونها برهة » خ 87 120 « مجّ » به ضمّ اول قطرهء عسل را گويند كه بر روى سنگ افتاده است واحد آن « مجّه » به ضمّ اول است ، محمد عبده اين معنى را پسنديده يعنى كار بنى اميّه به جائى خواهد رسيد كه گمان كنند دنيا به نام آنها قباله است ولى چنين نيست بلكه آن قطره عسلى است از لذيذ زندگى كه زمان اندكى خواهند خورد ، و اگر به فتح اول باشد « مجّه » مقدارى از آب است كه از دهان انداخته شود يعنى حكومت آنها اندك است .