مىشوند و بر نمىگردند و اگر كسانى نجات يافتند ديگر به آن جنگ روى نمىآورند .
در خ 137 195 دربارهء طلحه و زبير و شكستن بيعت فرموده : « و ايم الله لافطرنّ لهم حوضا انا ماتحه لا يصدرون عنه برىّ و لا يعبّون بعده فى حسى » معنى اين كلام در « حسى » گذشت .
دربارهء آدم غافل و جاهل فرموده : « خبط سادرا ماتحا فى غرب هواه كادحا سعيا لدنياه » خ 83 113 ، قدم برداشت ( و زندگى كرد ) در حيرت ، آب كشنده در دلو بزرگ هواى نفسش ، زحمت كشنده دربارهء دنيا .
دربارهء اسلام فرموده است : « و سقى من عطش من حياضه و اتأق الحياض بمواتحه » آب داد عطشان را از حوضهايشان و پر كرد حوضها را براى آب بردارندگانش ، منظور كسانى است كه از حوض آب برمىدارند .
دربارهء قرآن مجيد فرموده : « و بحر لا ينزفه المستنزفون و عيون لا ينصبها الماتحون » خ 198 315 دريائى است كه تمام نتواند كرد آب آن را تمام كنندگان و چشمه سارهائى است كه آب گيرندگان آن را ناقص نتوانند نمود
متع راغب در مفردات گويد : متوع به معنى امتداد و ارتفاع است
گويند : « متع النهار و متع النبات » يعنى روز بلند شد و علف بلند گرديد ، متاع به معنى انتفاع ممتّد الوقت است گويند : « متّعه الله بكذا و امتعه و تمتّع به » و نيز آنچه در خانه از آن استفاده كنند متاع گويند ،
طبرسى گويد : هر چه از آن لذّت بردى متاع است
مواردى از آن در « نهج » آمده است چنان كه فرموده : « يا ايّها الناس متاع الدنيا حطام موبىء فتجنّبوا مرعاه » حكمت 367 مردم متاع لذت هيزم وبادار و مهلك است از چراگاه آن اجتناب كنيد تشبيه عجيبى است ، در جواب خوارج دربارهء حكومت ظالم فرموده : « و امّا الامرة الفاجرة فيتمتّع فيها الشقّى الى ان تنقطع مدّته و تدركه منيّته » خ 40 83 ، ا مّا حكومت ظالم ، آدم شقى در آن لذت مىبرد تا مدتش تمام شود و مرگش او را دريابد
متن متانت : صلابت و سختى و قوت . متن هر چيز قسمت ظاهر و آشكار آن است :
« المتن من كلّ شىء : ما ظهر منه »
گويند : « نزلوا فى متن الارض » هشت