جنگ بردارد ، فرمود : با طلحه ملاقات نكن و با زبير ملاقات كن . « لا تلقينّ طلحة فانّك ان تلقه تجده كالثور عاقصا قرنه ، يركب الصعب و يقول هو الذلول و لكن الق الزبير . . . » خ 31 74 يعنى : طلحه را ملاقات نكن چون اگر ملاقات كنى خواهى ديد مانند گاوى است كه شاخ راست كرده ، سوار مركب چموش مىشود و مىگويد كه راهوار است ولى زبير را ملاقات كن
عقق عقوق : عصيان :
« عق الولد والده عقوقا : عصاه »
و آن تنها يك بار در « نهج » ديده مىشود ، درباره سران جاهليت فرموده : « و ادخلتم فى حقّكم باطلهم و هم اساس الفسوق و احلاس العقوق » خ 192 290 يعنى باطل آنها را در حق خود داخل كرديد ، با آنكه آنها پايهء فسق و پلاسهاى و زير اندازهاى عصيان و معصيت هستند
عقل فهم . معرفت . درك . دانستن .
طبرسى فرموده : عقل ، فهم ، معرفت و لبّ نظير هم هستند
راغب گويد : به نيروئى كه آمادهء قبول علم است و به علمى كه به وسيلهء آن نيرو به دست مىآيد عقل گويند
اين لفظ با مشتقّات آن به طور گسترده در « نهج » آمده است .
در حكمت 98 فرموده : « اعقلوا الخبر اذا سمعتموه عقل رعاية لا عقل رواية فانّ رواة العلم كثير و رعاته قليل » چون خبر را شنيديد ، بفهميد ، فهميدن نگاهدارى و مراعات آن نه فقط فهم شنيدن كه راويان علم زيادند ولى درك كنندگان كم .
و در حكمت 219 فرموده : « اكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع » بيشترين قتلگاه عقلها در زير برقهاى طمع است
عقال طنابى كه با آن پاى شتر را مىبندند ، در خ 87 120 فرموده : « حتى يظنّ الظانّ انّ الدنيا معقولة على بنى اميّه » بنى اميّه در حكومت چنان قدرت پيدا خواهند كرد كه گمان شود دنيا به آنها بسته شده و باز شدن ندارد و دربارهء دنيا فرموده : « نعم معقّلة و اخرى مهملة » نامه 31 400 دنيا نعمتهاى عقال شده و بسته شدن و بعضىها رها شدهاند .