و الربيع المغدق و النبات المونق » خ 115 ، 172 خدايا رحمت خويش را بر ما بگستران با ابريكه آب از آن منفجر مىشود و با بهاريكه بارشش زياد و با علفى كه اعجابآور و بهجتآور است . اين كلمه با مشتقّات آن جمعا شش بار در نهج آماده است .
انُوق ( بر وزن صبور ) مرغ عقاب . اين لفظ فقط يك بار در كلام امام عليه السلام به كار رفته آنجا كه به معاويه مىنويسد : « و قد اتانى كتاب منك ذو افانين من القول . . . و ترقّيت الى مرقبة بعيدة المرام نازحة الاعلام تقصر دونها الانوق و يحاذى بها العيّوق » نامهء 65 ، 456 ، ابن ميثم فرموده : معاويه در نامهء خويش از آنحضرت خواسته بود كه خلافت را بعد از خودش به معاويه بدهد تا معاويه بر او بيعت نمايد ، حضرت در جواب نوشت : نامه اى از تو رسيده كه مضمون آن درهم و پراكنده است . . . خودت را به مرتبه اى كشانده اى كه مقصدش دور و نشانه هايش بعيد است ، عقاب بلند پرواز بر آن نتواند رسيد ، و با ستارهء عيوّق برابر خوانده مىشود ، يعنى خلافت را به هيچ وجه شايستگى ندارى « چه نسبت خاك را با عالم پاك » .
« مرقبه » مرتبهء عالى ، « نازحة » بعيد و دور « عيوّق » ستاره معروفى است .
انام مطلق خلق .
در اقرب الموارد گويد : « الانام : الخلق »
قاموس آن را مطلق خلق اعم از جن و انس دانسته
ولى
طبرسى انسانها معنى كرده است ،
در نهج البلاغه همه جا ظاهرا به معنى انسانهاست : چنان كه در دعاى استسقاء فرموده : « اللَّهم . . . ندعوك حين قنط الانام و منع الغمام و هلك السّوام الَّا تؤاخذنا باعمالنا » خ 116 ، 172 خدايا تو را در وقتى مىخوانيم كه مردم نوميد شده و باران قطع گرديده و چهار پايان ( چرندهها ) مردهاند ، مىخواهيم ما را با اعمال خود موأخذه نكنى « سوامّ » جمع سائمه است . و چون در صفين با اصحاب معاويه روبرو شد چنين فرمود : « اللَّهم . . . ربّ هذه الارض التى جعلتها قرارا للانام و مدرجا للهوامّ و الانعام . . . ان اظهرتنا على عدوّنا فجنّبنا البغى و سدّدنا للحّق » خ 171 ، 245 ، خدايا اى پروردگار اين زمين كه انرا