بينىاش را ، مروان حكم همه اش نه ماه حكومت كرد ، مشروح حال او در « مروان » خواهد آمد . ناگفته نماند : فعل « انف » به معنى استنكاف و كراهت و امتناع آيد و ائتناف و استيناف به معنى شروع مجدّد در كار است ، اين معانى در نهج البلاغه يافته است در مذمّت يارانش فرموده : « و قد ترون عهود اللَّه منقوضة فلا تغضبون و انتم لنقض ذمم آبائكم تأنفون » خ 106 ، 154 ، مىبينيد كه عهود خدا شكسته مىشود از آن خشمگين نمىشويد ولى از شكسته شدن پيمانهاى پدرانتان امتناع و استنكاف مىكنيد . گويا معاويه به حضرت نوشته بود كه بيعت تو بدون مقدّمه بوده است ، بايد از نو تجديد شود ، امام عليه السلام در جواب نوشت : « لانّها بيعة واحدة لا يثنّى فيها النظر و لا يستأنف فيها الخيار ، الخارج منها طاعن و المروّى فيها مداهن » نامهء 7 ، 367 بيعت فقط يك دفعه است در آن تجديد نظر نمىشود و كسى اختيار از سرگرفتن را ندارد ، خارج شونده از آن عيبجوست ، و آنكه فكر مىكند كه بپذيرم يا نه ، منافق است . انف گاهى به معنى اشراف و بزرگان آيد ، تناسب اين معنى با بينى كه معناى اصلى است روشن است ، آنحضرت به معاويه مينويسد : « و ما اسلم مسلمكم الَّا كرها ، و بعد ان كان انف الاسلام كلَّه لرسول الله صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم حزبا » نامه 64 ، 454 مسلمان شما اسلام نياورد مگر از روى اجبار ( ابو سفيان يكشب قبل از فتح مكه از ترس قتل اسلام آورد ) و پس از آنكه همهء اشراف اسلام حزب رسول الله ص بود . رغم انف : به خاك ماليدن بينى ، كنايه از ذليل كردن است : « و من نهى عن المنكر ارغم انوف الكافرين » حكمت 31 ، ناگفته نماند اين كلمه با مشتقات آن مجموعا پانزده بار در « نهج » آمده است .
انَق كثرت حسن و كثرت زيبائى
« انق الشىء : راع حسنه »
ايناق به معنى اعجاب است . امام صلوات الله عليه دربارهء قرآن مجيد فرموده : « و انّ القرآن ظاهره انيق و باطنه عميق ، لا تفنى عجائبه و لا تنقضى غرائبه » خ 18 ، 60 يعنى ظاهر قرآن بسيار زيبا و باطن آن چنان عميق است كه عجائبش انتها ندارد و غرائبش تمام نمىشود .
مونق : اعجاب آور و شادى بخش : « اللهم . . . انشر علينا رحمتك بالسحاب المنبعق