تحمل الانثى فى بطنها » خ 182 ، 261 ، خدا عالم است به محّل افتادن قطره باران و قرارگاه آن ، و مىداند راهى را كه مورچهء ريز در آن رفته و كشيده شده است و مىداند چقدر طعام به پشهء ريز كافى است ، و هر ماده در شكمش چه حملى دارد .
انْس الفت . اين لفظ به صورت مصدر در نهج نيامده و همه به صيغهء تفضيل و فعل و اسم فاعل به كار رفته است امام صلوات الله عليه خطاب به حق تعالى عرضه داشته است : « اللهم انكّ آنس الآنسين لاوليائك . . . ان او حشتهم الغربة آنسهم ذكرك » خ 227 ، 349 ، خدايا تو انيسترين انيسان هستى براى دوستانت ، اگر غربت آنها را به وحشت اندازد ، ياد تو با آنها الفت و انس مىگيرد .
و دربارهء اموات فرموده : « جيران لا يتأَّنسون و احبّاء لا يتزاورون بليت بينهم عرا التعارف » خ 221 ، 339 « تأنّس » از باب تفعّل انس گرفتن است يعنى همسايگانند ولى با هم انس نمىگيرند ، دوستانند ولى يكديگر را زيارت نمىكنند دستگيرههاى آشنائى ميانشان كهنه شده است . ايناس : به ألفت آوردن ، در رابطه با دنيا فرموده : « فأن صاحبها كلَّما اطمأنّ فيها الى . . . ايناس ازالته عنه الى ايحاش و السلام » نامهء 68 ، 458
انس ( بكسر اول ) بشر ، خلاف جنّ ، اين لفظ همه اش چهار بار در « نهج » يافته است ، در رابطه با خداوند فرموده : « انّه لبكلّ مكان و فى كل حين و اوان و مع كل انس و جان » خ 195 ، 309 ، او در هر جا هست ، و در هر زمان و وقت و با هر انسان و جنّ هست و دربارهء ارسال رسل فرموده : « و بعث الى الجنّ و الانس رسله » خ 183 ، 265 بهتر است بدانيم كه اين كلمه در « نهج » پيوسته توأم با جنّ و جان آمده است .
انسان اين لفظ دوازده بار در كلام امام عليه السلام يافته است . و يك بار « اناس » و يك بار « اناسّى » كه هر دو جمع انسانند ديده مىشود .
در قاموس قرآن كلمه انسان و بشر را مشروحا گفتهايم ، هر وقت به آدمى بشر گفته شود مراد جسد ظاهرى اوست و هر وقت انسان اطلاق شود منظور باطن و نهاد و كمالات و عواطف و استعدادات اوست .
چنان كه دربارهء فسّاق فرموده : « فالصّورة صورة انسان و القلب قلب حيوان . . . و