تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
دنياى قليل ناپايدار را به آخرت زياد و پايدار فروخته اند
زمل زمال ( بفتح اول ) حمل و در رديف قرار دادن « زمل الشىء زمالا : حمله و اردفه » و آن فقط يك بار در كلام حضرت آمده است كه دربارهء بنى اميّه فرموده : « و انّما هم مطايا الخطيئات و زوامل الاثام » خ 158 ، 224 ، آنها مركبهاى خطاها و حاملان گناهنند .
زمّ بستن مثل بستن حيوان : « زمّه زمّا : شدّه » و آن يك بار در كلام حضرت ديده مىشود ، در مقام نصيحت فرموده : « امرء الجم نفسه بلجامها و زمّها بزمامها فامسكها بلجامها عن معاصى الله و قادها بزمامها الى طاعة الله » خ 237 ، 365 مردميكه نفس خويش را با لگامش لگام كرده و با بند خويش آن را بسته با لگامش نگاه داشته و با افسارش بطاعت خدايش كشيده است .
زمام چيزى كه با آن مىبندند مثل ريسمان و غيره : « الزمام : ما يشدّ به » ( بند ) و آن شانزده بار در « نهج » آمده است : « البخل جامع لمساوىء العيوب و هو زمام يقاد به الى كلّ سوء » حكمت 378 بخل جمع كنندهء همهء عيبهاست و ان افسار و بندى است كه انسان با آن بهر بدى كشيده مىشود . دربارهء فتنه‌ها فرموده : « فتن كقطع الليل المظلم تأتيكم مزمومة مرحولة » خ 102 ، 148 ، فتنه هائى است مانند تكه‌هاى شب تاريك مىآيد به سوى شما زمام شده و رحل گذاشته شده ، فتنه‌ها را به شتران با افسار و جهاز دار تشبيه كرده است ، « اللَّهم . . . ازمّه الامور بيدك و مصادرها عن قضائك » خ 227 ، 349 ، خدايا زمام كارها در دست توست و صدور آنها طبق قضاى تو مىباشد . دربارهء اهل بيت عليهم السلام فرموده : « فاين تذهبون . . . و بينكم عترة نبيّكم و هم ازمّه الحق و اعلام الدين و السنة الصدق » خ 87 ، 120 .
زمن زمان : روزگار . و به وقت زياد و كم نيز زمان گفته مىشود زمن مخفّف زمان است . و آن سى و سه بار در « نهج » آمده است ، در شكايت از زمان فرموده : « انّا قد اصبحنا فى دهر عنود و زمن كنود ، يعّد المحسن فيها مسيئا » خ 32 ، 74 ، صبح كرديم در روزگارى لجوج و زمانى ناسپاس كه نيكوكار در آن بدكار حساب مىشود .