تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
« زكَّى » : پاك . « ازكى » : پاكتر . « تزكيه » : پاك كردن ، دربارهء خودش كه خوش نداشت خود را تزكيه كند به معاويه مىنويسد : « و لو لا ما نهى اللَّه عنه من تزكية المرء نفسه لذكر ذاكر فضائل جمّة » نامهء 28 ، 381 .
زلزل زلزال : اضطراب و حركت . به عقيدهء راغب تكرار حروف آن دلالت بر تكرار فعل دارد و آن شش بار در « نهج » آمده است اعمّ از زلزلهء زمين و اضطراب در كارها . دربارهء بعثت فرموده است : « بعثه و الناس ضلَّال فى حيرة . . . حيارى فى زلزال من الامر و بلاء من الجهل » خ 95 ، 140 ، خداوند رسولش را مبعوث فرمود در حالى كه مردم گمراهان و در سرگردانى بودند ، در تحيّر بودند در اضطراب كارها و در بلائى از نادانى . دربارهء قيامت فرمايد : « عباد اللَّه احذروا يوما تفحص فيه الاعمال و يكثر فيه الزلزال و تشيب فيه الاطفال » خ 157 ، 222 بندگان خدا بترسيد از روزيكه در آن عمال جستجو و مورد مجازات قرار مىگيرند ، و زلزله در آن روز بسيار مىشود ، و اطفال پير مىگردند اشاره است به آيهء * ( فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِيباً ) * مزمّل : 17
زلف نزديك شدن و مقدّم گشتن . « زلف زلفا و زليفا : تقدّم و تقرّب » و نيز آمده : « ازلفه : قربّه » پس آن به معنى نزديك شدن و تقرّب و منزلت آيد و شش بار در « نهج » يافته است چنان كه فرموده : « و بالموت تختم الدنيا و بالدنيا تحرز الاخرة و بالقيامة تزلف الجنة » خ 156 ، 219 ، با مرگ دنياى انسان ختم مىشود ، با دنيا آخرت به دست آيد ، و با قيامت بهشت به انسان نزديك مىشود . دربارهء رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرموده : « و زويت عنه زخارفها مع عظيم زلفته » خ 160 ، 228 زخارف و زيورهاى دنيا از وى دور شد با آنهمه منزلت بزرگى كه داشت . ازدلاف : نزديك شدن . دربارهء حق تعالى فرمايد : « و لا يخفى عليه من عباده شخوص لحظة و لا كرور لفظة و لا ازدلاف ربوة و لا انبساط خطوة » خ 163 ، 232 ، مخفى نمىماند بر خدا خيره شدن نگاهى و نه تكرار لفظى و نه نزديك شدن بلنديى