تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
زخرف زينت . طلا . راغب زينت روكش گفته كه نقش و نگار است به معنى كمال حسن نيز آمده است ، اين ماده در قرآن مجيد نيز به كار رفته ، نه مورد از آن در « نهج » آمده است ، در نامهء شريح قاضى فرموده : « و من بنى و شيّد و زخرف و نجّد » نامهء 3 ، 365 و كسى كه بنا كرده و بالا برده و طلا كارى كرده و مزيّن نموده ، زخارف دنيا : زينتهاى فريبندهء آنست كه خطاب به دنيا فرموده : « اين الامم الذين فتنتهم بزخارفك هاهم رهائن القبور » نامهء 45 ، 419 و در وصف رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرموده : گاهى در پردهء در ، تصاويرى بود ، او به بعض زنانش مىفرمود او را از نظر من پنهان كن من چون به آن نگاه مىكنم دنيا و زيور آن را ياد مىآورم : « غيبيّه عنّى فانّى اذا نظرت اليه ذكرت الدنيا و زخارفها » خ 160 ، 228
زرع روياندن . كاشتن . به معنى مفعول ( مزروع ) نيز آيد راغب گويد : زرع به معنى روياندن است حقيقت آن با امور خدائى است نه بشرى و آن اشاره است به آيهء : * ( أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَه أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ ) * واقعه ، 64 هشت مورد از اين كلمه در « نهج » آمده است . در مقام موعظه فرموده : « و كما تدين تذان و كما تزرع تحصد » خ 153 ، 214 هر جزا بدهى آنطور جزا داده مىشوى و هرطور بكارى آنطور درو مىكنى و نيز در اينكه براى هر كار وقتى هست فرموده : « و مجتنى الثمرة لغير وقت ايناعها كالزارع به غير ارضه » خ 5 ، 52 ، چينندهء ميوه قبل از وقت رسيدن آن مانند كسى است كه در زمين ديگرى كاشته است ، چيزى به دستش نمىرسد .
زرّق - به ضم اوّل و فتح و تشديد دوّم - نام وادى و محلى است در حجاز و يمن چنان كه در « مراصد الاطلاع » گفته است و ان فقط يك دفعه در كلام حضرت ديده مىشود ، آنگاه كه عمر بن ابى سلمه را از حكومت بحرين برداشت و به جاى وى نعمان را تعيين كرد به او چنين نوشت . « امّا بعد فانّى قد وليّت نعمان بن عجلان الزرّق على البحرين و نزعت يدك بلاذّم لك و لا تثريب عليك » نامه 42 ، 414 من نعمان بن عجلان زرّقى را بر بحرين امير كردم و تو را برداشتم بىآنكه ملامتى و يا نكوهشى بر تو باشد .
مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 494 | سيد علي اكبر قرشي