: وسعت دادن . از اين لفظ دو مورد در « نهج » آمده است : « اوصيكم عباد الله بتقوى الله الذى . . . ارفغ لكم المعاش . . . و آثركم بالنعم السوابغ و الرفد الروافغ » خ 83 ، 107 و 108 سفارش مىكنم شما را به تقواى خدائى كه معاشتان را وسعت بخشيده و شما را با نعمتهاى فراوان و عطيههاى وسيع اختيار كرده است .
رفرف گويند :
« رفرف الطائر جناحه : بسطه »
پرنده بال خود را باز كرد ، از اين ماده دو مورد در كلام حضرت آمده است ، درباره پرندگان فرموده : « و ماذرء من مختلف صور الاطيار . . . و مرفرفة باجنحنها فى مخارق الجوّ المنفسح » خ 165 ، 236 و آنچه آفريده از شكلهاى مختلف پرندگان . . . كه بالهاى خويش را باز كردهاند در ميدانهاى جوّ وسيع . و در نقل معجزهء رسول خدا صلى الله عليه و آله دربارهء آمدن درخت به محضر آن حضرت فرموده : است « فوالذى بعثة بالحقّ لا نقلعت بعروقها و جائت و لها دوىّ شديد و قصف كقصف اجنحة الطير حتّى وقفت بين يدى رسول الله صلى الله عليه و آله مرفرفة » خ 192 ، 302 به خدائى كه او را به حق فرستاده است ( چون حضرت از درخت خواست كه پيش او بيايد ) ريشه هايش كنده شد و آمد و در حالى كه صدا مىكرد و صداى شديدى مانند صداى بالهاى پرنده تا صدا كنان نزد آن حضرت ايستاد ، در لغت آمده :
« رفرف الشىء : صات »
ظاهرا منظور در اينجا صدا كردن است .
رفق - به كسر اول - مدارا :
« رفق له رفقا : لطف »
و آن ضدّ خشونت است ، « رفيق » : مدارا كننده ( دوست ) از اين ماده موارد زيادى در كلام حضرت آمده است ، به بعضى از حكام نوشته : « و ارفق ما كان الرفق ارفق و اعتزم بالشدّة حين لا يغنى عنك الَّا الشدة » نامهء 46 ، 421 ، مدارا كن تا مدارا نافع است ، و عزم به سختى كن آنگاه كه جز سختى كفايت نكند در لغت آمده است
« ارفقه : نفعه »
. مرافقه : رفيق قرار دادن . چنان كه فرموده : « فبادر و باعمالكم تكونوا مع جيران الله فى داره رافق بهم رسله » خ 183 ، 268 پيش گيريد با اعمال خويش تا با همسايگان خدا باشيد ، كه پيامبرانش را با آنها رفيق كرده است . « ترفّق » : رفيق شدن . اتكاء كردن . « ارتفاق » دوست طلبيدن يارى خواستن و