8 : تغلغل : داخل شدن و مبالغه در آن 9 : تسرّب : داخل شدن رو به پائين « تسرّب الثعلب : دخل السرب » 10 : جوباب : شكافها ، مفرد آن جوبه است . 11 : خياشيم : منافذ ، بينىها ، مفرد آن خيشوم است آخر بينى نيز گفتهاند . 12 : جراثيم : جمع جرثومه : ريشه درخت ، منظور سطوح پائين زمين است . نظير اين كلام است سخن آنحضرت سلام اللَّه عليه كه فرموده : « و جعلها ( الجبال ) للأرض عمادا و أرّزها فيها اوتادا فسكنت على حركتها من ان تميد باهلها او تسيخ بحملها ، او تزول عن مواضعها فسبحان من أمسكها بعد موجان مپاهها و اجمدها بعد رطوبة أكنافها فجعلها نحلقه مهادا و بسطها لهم فراشا فوق بحر لجّى راكد لا يجرى و قائم لا يسرى . . . » خ 22 ، 328 يعنى : خداوند كوهها را ستونهاى زمين گردانيد و آنها را به شكل ميخ در زمين ثابت كرد ، در نتيجه ، زمين از اينكه اهل خود را بالا و پائين ببرد ، ايستاد و از اينكه محمولهء خويش را ( انسان و حيوان و نبات ) فرو بكشد و يا خود از جائى به جائى رود بازماند ، منزّه است خدائى كه آن را پس از تلاطم آبهايش آرام گردانيد و با آنكه مرطوب بود جامد نمود ، آن را براى خلق خويش روى دريائى ژرف و ايستاده ، آماده و گسترده قرار داد . كلام امام صلوات اللَّه عليه صريح است در اينكه : مركز زمين درياست و زمين روى دريا قرار گرفته است ، همه جايش قبلا آب ( مذاب ) بوده ، بعدا منجمد شده است كلمهء « فوق بحر لجّى » بسيار قابل دقت است و نيز جمله « فسكنت على حركتها من ان تميد باهلها » صريح است در اينكه در عين آرامى داراى حركت است ، در بالا گفته شد كه اين سخنان مشروح آيهء شريفهء * ( ( وَأَلْقى فِي الأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ ) ) * نحل : 15 * ( ( وَالْجِبالَ أَوْتاداً ) ) * نبأ : 7 ، است كه آنحضرت با قدرت تفكر خويش با عبارتهاى عجيب گذشته مجسّم فرموده است و اين حقائق براى اولين بار توسط قرآن مجيد و نهج البلاغه مطرح شده و قبلا دنيا و خاصّهء جهان عرب از آن آگاهى نداشتهاند ، به قرآن و نهج البلاغه قسم كه بزرگى اين سخنان ببزرگى زمين و بالاتر از آنست .
مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 42
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٤٢