تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
حكم ( بر وزن شرف ) داور . قاضى . « و نعم الحكم الله » نامه ، 45 ، 417 . در رابطه با دو داور خبيث ابو موسى و عمرو بن عاص : خطاب به خوارج فرموده : « فانّما حكَّم الحكمان ليحييا ما احيا القرآن و يميتا ما امات القرآن » خ 127 ، 185 ، آن دو داور حكم شدند تا زنده كنند آنچه را كه قرآن زنده كرده و بميرانند آنچه را كه قرآن ميرانده است .
احكام محكم و استوار كردن . « استحكام » محكم شدن . « تحكيم » داور قرار دادن و امر بمحكم كردن . « حاكم » : قاضى و تنفيذ كنندهء حكم ، جمع آن حاكمون و حكَّام است .
حكيم محكمكار . « الحكيم : المتقن للامور » « انّ كلام الحكماء اذا كان صوابا كان دواء و اذا كان خطاء كان داء » حكمت 265
حكمة حالت و خصيصيه درك و تشخيص كه شخص به وسيله آن مىتواند كار را متقن و محكم انجام دهد ، على هذا حكمت حالت نفسانى است ، راغب گويد : حكمت رسيدن به حق است به واسطهء علم و عقل « الحكمة ضالَّة المؤمن فخذ الحكمة و لو من اهل النفاق » حكمت 80 .
محكم آيات محكم آياتى هستند كه مدلول آنها روشن و مراد از آنها معلوم است ، آيات متشابه آياتى است كه داراى چند جنبه و چند معنى هستند و مراد از آنها بدرستى روشن نيست ، بعقيده نگارنده آيات متشابه آياتى هستند كه وقوع و پياده شدن آنها و خارج آنها براى ما قابل درك نيست نظير : * ( ( فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ ) ) * دخان ، 4 كه نمىدانيم در شب قدر ، امور عالم چطور از همديگر جدا مىشوند و سرنوشت هر كس به سوى او سرازير مىشود ، اين مطلب را در تفسير احسن الحديث ذيل * ( هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْه ) * آل عمران ، 7 به طور مشروح گفته‌ام . در « نهج » چندين مورد الفاظ محكم و متشابه آمده است : « انّ فى ايدى الناس حقا و باطلا و صدقا و كذبا و ناسخا و منسوخا و عامّا و خاصّا و محكما و متشابها و حفظا و هما » خ 210 ، 325 و در وصف دانا بدين فرموده : « و عرف الخاصّ و العامّ و المحكم و المتشابه فوضع كلّ شىء موضعه » خ 210 ، 327 .
مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 293 | سيد علي اكبر قرشي