ناگفته نماند كلمه « لا ابالكم » چندين بار در « نهج » ديده مىشود
ابن ميثم در ذيل خطبهء 35 كه اين كلمه دربارهء خوارج گفته شده فرمايد : « لا ابالكم » سخنى است كه عرب به آن عادت كرده بود
جوهرى گويد : از آن مدح اراده كنند
ديگران گفتهاند در ذمّ به كار رود چون نفى « اب » مستلزم عار و ننگ است و گفتهاند : آن نفرين است كه شخص ، ياور و نيرو نداشته باشد ، زيرا نفى « اب » لازمه اش نفى عشيره و اقوام است .
ظاهرا مراد از كلام امام معناى دوّم يا سوّم است چون سخن امام نوعا در مقام ذمّ مىباشد ، مثلا آنگاه كه نعمان بن بشير از طرف معاويه به « عين التمر » حمله كرد امام در رابطه با تحريك مردم به جنگ ، چنين فرمود : « . . . لا ابالكم ما تنتظرون بنصركم ربكَّم أ ما دين يجمعكم و لا حميّة تحمشكم . . . » خ 39 ، 81 ، ننگ بر شما در يارى خداى خود منتظر چه هستيد مگر دينى نداريد كه شما را جمع كند ، مگر حميّتى نداريد كه شما را بر دشمن خشمگين نمايد
ابن ميثم
در شرح « لله ابائكم فقدّموّا بعضا يكن لكم » خ 203 ، 321 گويد
« لله ابائكم » كلمه اى است كه عرب براى تعظيم مخاطب گويد و او را و يا پدر او را به خدا نسبت مىدهد
« لله لك - لله ابوك » به نظر بعضى « لام » براى عاقبت است يعنى عاقبت پدرتان به سوى خدا باشد .
اباء امتناع و خوددارى از قبول چيزى ، مثلا امام صلوات الله عليه دربارهء امامت فرموده : « ايها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم عليه و اعلمهم بامر الله فيه فان شغب شاغب استعتب فان ابى قوتل . . . » ط 173 ، 247 ، يعنى اى مردم سزاوارترين مردم به امر خلافت تواناترين آنها بر خلافت و داناترين آنها به دستور خدا در آن مورد است اگر كسى سرباز زد از او رضايت و اطاعت مىخواهند و اگر امتناع كرد با او مىجنگند ، اين لغت بارها در « نهج » به كار رفته است .
اتان الاغ ماده ، اين كلمه فقط يك بار در « نهج » يافته است ، امام دربارهء استفاده از مال دنيا به عثمان بن حنيف مىنويسد : « و لا اخذت منه الَّا كقوت اتان دبرة » نامهء 45 ، 417 يعنى از مال دنيا نگرفتيم مگر به اندازه قوت ماده الاغيكه پشتش زخمى است « دبره » مثل طلبه زخم پشت حيوان است .