تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
رسول الله اذا احّمر البأس و احجم الناس قدّم اهل بيته . . . لكن آجالهم عجّلت و منيّته اجلَّت » نامهء 9 ، 369 . مراد از ضمير « آجالهم » عبيدة بن حارث ، و حمزة و جعفر بن ابى طالب است ، و ضمير « منيّته » به خود حضرت راجع است ، يعنى چون جنگ شدت مىيافت و مردم ساكت مىشدند ، رسول خدا ص اهل بيت خويش را در جنگ مقدم مىكرد . . . اما اجل و شهادت آنها به زودى رسيد ولى مرگ من وقتدار شد و به تأخير افتاد در جملهء « كفى بالاجل حارسأ » حكمت 306 مراد مدت عمر انسان و رسيدن به آخر است . « آجل » : وقتدار و مدّتدار « و اعلموا عباد الله انّ المتقين ذهبوا بعاجل الدنيا و آجل الآخره » نامه 27 ، 383 خطاب به محمّد بن ابى بكر است
اجل ( بر وزن عقل ) علت و جهت . اين لفظ فقط دو بار در « نهج » آمده است يكى در خطبهء 210 ، 327 و ديگرى دربارهء گناهكار فرموده : « يكره الموت لكثرة ذنوبه و يقيم على ما يكره الموت من اجله » ح 150 ، منظور از « ما » گناه است . يعنى به علت كثرت گناهان از مرگ مىترسد ، و به گناهيكه به سبب آن از مرگ كراهت دارد ادامه مىدهد .
آجن آبى كه رنگ و طعم آن متغيّر شده و نوشيدنى نيست « اجَن الماء : تغيّر طعمه و لونه » اين لفظ سه بار در « نهج » به كار رفته است . امام صلوات الله عليه در بارهء خلافت بعد از رحلت رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود : « هذا ماء آجن و لقمة يغضّ بها آكله » خ 5 ، 52 خلافت و ولايت امر ، آبى است رنگ و طعم تغيير يافته و لقمه ايست كه خورنده اش گلوگير مىشود و نيز در خ 17 و 144 .
احُد كوه معروفى است كه در مدينه به علت بريده شده از كوههاى ديگر « احد » ناميده شده و جنگ تاريخى احد در كرانهء آن واقع شده است و دو بار در « نهج » ديده مىشود ، يكى آنجا كه فرموده : چون آيهء * ( ( الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا يُفْتَنُونَ ) ) * نازل شد دانستم تا رسول خدا ص در ميان ماست فتنه اى نخواهد آمد ، گفتم : يا رسول الله اين فتنه چيست كه خدا به شما خبر داده است فرمود : « يا على انّ امتّى سيفتنون بعدى » گفتم : يا رسول الله : « او ليس قد قلت يوم أحد . . . أبشر
مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 27 | سيد علي اكبر قرشي