چنان كه فرموده : * ( ( وَلِلَّه عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ ) ) * آل عمران : 97 كه به معنى قصد است .
حجّت دليلى است كه مقصود را روشن مىكند ، از اين ماده به اين دو معنى به حد وفور در « نهج » آمده است و از هر يك شاهدى مىآوريم : « الصلاة قربان كلّ تقّى و الحجّ جهاد كل ضعيف و لكل شىء زكات و زكات البدن الصيام » حكمت 136 ، آنحضرت به ابو بكر چنين فرمود : و ان كنت بالشورى ملكت امورهم
فكيف بهذا و المشيرون غيّب
و ان كنت بالقربى حججت خصيمهم
فغيرك اولى بالنبّى و اقرب حكمت 190 ، اگر با شورا و مشورت خلافت را به دست آورده اى اين چطور مىشود با آنكه اهل شورى ( از جمله من ) در آن شورى غائب بودند ، و اگر با قرابت رسول خدا ( ص ) حجّت آورده و خود را به خلافت اهل دانسته ، ديگرى ( يعنى من ) به پيامبر از تو نزديكتر و سزاواتر است .
محجّه راه بزرگ
« المحجة : جادّه الطريق اى معظمه »
چنان كه فرموده : « رحم الله امرء سمع حكما فوعى . . . و لزم المحّجة البيضاء » خ 76 ، 103 .
حجر سنگ . جمع آن حجاره و احجار است و ان پانزده بار در « نهج » آمده است .
آنحضرت در رابطه با رسول الله صلى الله عليه و آله فرموده : « خرج من الدنيا خميصا و ورد الآخرة سليما لم يضع حجرا على حجر حتى مضى لسبيله » خ 160 ، 229 ، يعنى از دنيا شكم خالى رفت و سلامت به آخرت وارد شد ، سنگى بر سنگى نگذاشت تا از دنيا رفت . و در رابطه با كعبه فرموده : « ا لا ترون انّ الله اختبر الاولين من لدن آدم الى الاخرين من هذا العالم باحجار لا تضرّ و لا تنفع » خ 192 ، 292 ، اين كلام نشان مىدهد كه بناى كعبه از زمان آدم عليه السلام و به دست او بوده است .
حجر آغوش . عقل . جمع آن حجور آيد و دو بار در « نهج » ديده مىشود . در رابطه با اختصاص خويش به رسول خدا ( ص ) فرموده : « و لقد علمتم موضعى من رسول الله صلى الله عليه و آله بالقرابة القريبة و المنزلة الخصيصة ، وضعنى فى حجره و انا