« نهج » آمده است ، يكى در « جلم » گذشت و ديگرى در خ 129 ، 187 كه فرموده : « اليس قد ظعنوا جميعا عن هذه الدنيا الدّنيّه . . . و اهل خلقتم الَّا فى حثالة لا تلتقى بذّمهم الشفتان استصغارا لقدرهم . . . » آيا همهء پيشينيان از اين دنياى پست نرفتهاند ، . . . آيا آفريده نشدهايد در ميان بىارزشهائيكه حتى لبان انسان به ذمّشان حركت نمىكند به علت كوچكى قدرشان منظور از « حثاله » انسانهاى پست و بىارزش هستند ، كلام در حدّ بلاغت عالى و « يدرك لا يوصف » است .
حجب حجب و حجاب مصدر است به معنى پوشاندن و مستور كردن و منع از دخول :
« حجب حجبا و حجابا : ستره و منعه من الدخول »
حجاب به معنى پرده آيد و هر چيزى كه با آن چيزى را بپوشانند حجاب است .
احتجاب پوشاندن خود . « حاجب » دربان . كه اميرى را از ديگران مىپوشاند و مانع از دخول به او مىشود . از اين ماده بيست و شش مورد در « نهج » آمده است .
: « اللهم لك الحمد على ما تأخذ و تعطى . . . حمدا لا يحجب عنك و لا يقصر دونك » خ 160 ، 225 ، خدايا تو را حمد مىكنم بر آنچه مىگيرى و مىدهى . . . حمديكه از تو محجوب و ممنوع نمىشود ، و به درگاهت مىرسد . و از رسيدن به تو كوتاه نمىگردد . و نيز فرمايد : اگر مىديديد آنچه را كه مردگان ديدهاند ناله مىكرديد و مىترسيديد و به حرف حق گوش مىداديد و اطاعت مىكرديد : « و لكن محجوب عنكم ما قد عاينوا و قريب ما يطرح الحجاب » امّا از شما پوشيده است آنچه آنها ديدهاند ، و نزديك است كه حجاب از شما برداشته شود و به بينيد . « الغيب المحجوب » خ 91 ، 125 چيزهائى كه از بشر مخفى نگاه داشته شده است و به مالك مىنويسد : « فلا تطولنّ احتجابك عن رعيّتك » نامهء 53 ، 441 .
حجّ در لغت به معنى قصد و در شريعت قصد خانه خداست .
در اقرب الموارد گويد : حجّ به كسر اول لغتى است در حجّ به فتح اول و هر دو بيك معنى هستند ،
بقول بعضى : آن به فتح اول - اسم و به كسر اول - مصدر است ناگفته نماند در قرآن مجيد يا به فتح اول - اسم و به كسر اول به معنى قصد آمده است