ديگران خارج و آشكار كردند ، به عايشه « حبيس » گفتن اشاره به آيهء * ( « وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ » ) * است .
احتباس قبول حبس است دربارهء بصره فرموده : « المحتبس فيها بذنبه و الخارج بعفو اللَّه » ج 13 ، 56 قبول حبس كننده ( ماندگار ) در آن گرفتار گناه خويش و خارج شونده مورد عفو خدا قرار گرفته است
حبط بطلان . ( پوچ شدن ) .
« حبط العمل حبطا ، بطل »
و نيز :
« حبط العمل حبطا : فسد و هدر »
از اين ماده فقط دو مورد در « نهج » يافته است در حكمت 144 فرموده : « ينزل الصبر على قدر المصيبة و من ضرب يده على فخذه عند مصيبته حبط عمله » صبر به قدر بلا نازل مىشود ، هر كس در وقت بلا بر زانويش بكوبد ، عملش باطل مىشود ز ثواب بلا محروم مىگردد ) .
و نيز دربارهء شيطان فرموده : « فاعتبروا بما كان من فعل الله بابليس اذا حبط عمله الطويل و جهده الجهيد . . . عن كبر ساعة واحدة » خ 192 ، 287 ( القاصعة ) از كلام حضرت معلوم مىشود كه دست زدن به زانو در وقت مصيبت و تكبّر از فرمان حق از عوامل حيط مىباشد .
حبل ريسمان . و بر وزن شرف ، حامله شدن را گويند ،
« حبلت المرأد حبلا : حملت »
احتبال : افتادن به دام . گويند
« احتبل الصّيد : وقع فى الحبالة »
حباله ( بكسر اوّل ) : ريسمان صيد ( تله ، كمند ، دام ) جمع آن حبائل است ، حبال جمع حبل آيد ، به « رگ » نيز حبل گويند از اين ماده بيست و هشت مورد در « نهج » آمده است ، آنحضرت به خوارج فرمودند : « فانى نذيركم ان تصبحوا صرعى باثناء هذا النهر . . . قد طوّحت بكم الدّار و احتبلكم المقدار » خ 36 ، 80 من شما را مىترسانم از اينكه در اثناء اين نهر نعشتان به زمين افتد . . . دنيا بضلالتتان انداخته ، قضا و قدر به دامتان بكشد دربارهء قرآن فرموده : « فانه حبل الله المتين و سببه الامين و فيه ربيع القلب و ينابيع العلم » خ 176 ، 254 ، علت استعمال حبل در قرآن آنست كه : اين كتاب انسان را به خدا مربوط مىكند و در حقيقت ريسمانى است ما بين خدا و خلق .