* ( ( إِنَّما أَمْرُه إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَه ) ) * با صرف اراده و مشيّت خدا ، كارها جابجا مىشوند « لا ترفده الادوات » يعنى ابزار و آلات خدا را يارى نمىكند .
7 : زمان و وقت توأم با ماده آفريده شده چنان كه طول و عرض و عمق جسمى توأم با جسم به وجود آمده است ، خداوند آنگاه كه كائنات را آفريده ، زمان هم آفريده شده ، پس وجود خداوند سابق از زمان است آرى : « سبق الاوقات كونه » .
8 : هر موجود ممكن مسبوق به عدم است و « لم يكن ثم كان » مىباشد ولى خدا ازلى و قديم است و مسبوق به عدم نمىباشد آرى : « سبق . . . العدم وجوده و الابتداء ازله » 9 : پوسيده شدن و تغيير و تبديل و توصيف با اجزاء ، از اوصاف جسم و مادّه است ، و در مجرّد و قديم اين اوصاف وجود ندارد ، لذا فرموده « لا تبليه الليالى و الايام و لا يغيّره الضّياء و الظَّلام » 10 : خبر دادن خدا ايجاد معانى در قلوب و علم مطلق او شنيدن را در خود دارد لذا فرمود : خبر مىدهد امّا نه با زبان ، مىشنود اما نه با گوش معمولى ، سخن مىگويد نه با آن كه لفظى از دهان خارج كند ، اراده مىكند نه با ضميرى مثل انسان ، دوست مىدارد و راضى مىشود اما نه با رقّت قلب تا مىفرمايد : كارش : * ( ( كُنْ فَيَكُونُ ) ) * است اين بيانها براى اوليّن بار در اسلام توسّط امير المؤمنين عليه السلام مطرح شده و در فلسفهء يونان هم نبوده و با فلسفه يونان به اسلام نيامده است ، بلكه اين بيانها فلسفهء اسلامى را غنى كرده است ، اگر زياد شاهد بياوريم باعث طولانى شدن مقدمه است ، خوانندگان به لفظ « إله - اللَّه » در اين كتاب رجوع فرمايند .
مفردات نهج البلاغه
نهج البلاغه با حذف مكررّات و مشتقات آن ، حدود دو هزار و چهار صد و بيست و دو ( 2422 ) كلمه است ، كه همهء آنها در اين كتاب معنى و بررسى شده و شواهدى و مصاديقى از سخنان امام صلوات اللَّه براى آنها نقل گرديده است ، مطالعهء اين كتاب سبب آشنائى با نهج البلاغه و كشتى آن درياى ژرف و بيكران است ، و چون نتوانستم در كلمات امام مشروحا و گسترده تر كار كنم اسمش را قاموس