تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
شما چشم داريد ، گفت : پسر جانم اين چه سؤالى است ، چيزى را كه مىبينى چگونه از آن مىپرسى ؟ ! گفتم : سؤال من همين طور است . گفت : بپرس پسر جانم ، اگر چه پرسشت احمقانه است . گفتم : شما جواب همان را بفرماييد . گفت : بپرس . گفتم : شما چشم داريد ؟ گفت : آرى ، : با آن چكار مىكنيد ؟ : با آن رنگها و اشخاص را مىبينم ، : بينى داريد ؟ : آرى ، : با آن چه مىكنى ، : مىبويم . : دهان داريد ؟ : آرى ، : با آن چه مىكنيد ؟ : مزه را مىچشم ، : گوش داريد ؟ : آرى ، : با آن چه مىكنيد ؟ : با آن صدا را مىشنوم ، : شما دل داريد ؟ : آرى ، : با آن چه مىكنيد ؟ : با آن هر چه بر اعضاء و حواسم درآيد تشخيص مىدهم . گفتم : مگر با وجود اين اعضاء از دل بىنيازى نيست ؟ گفت : نه ، گفتم : چگونه ؛ با آنكه اعضاء صحيح و سالم باشد ( ديگر چه حاجت به دل دارى ) ؟