باب پنجاه و يكم قاضيان و گواهان
قضا در لغت به معنى استوار كردن كارى و تمام كردن آن است . چون طبيعت مردمان به نزاع و دوستى مال و پيشى جستن بر يكديگر نهاده شده به قاضى نيازمندند تا به دست توانا نزاع را قطع كند و آنان را به اجراى حق وادارد .
در قرآن و سنت پيغمبر دربارهء قضا سخنانى آمده است . خداوند مىفرمايد : « اى داود ، ترا در زمين جانشين نهاديم ، ميان مردمان به حق حكم كن » . « 1 » بدينسان معلوم مىشود كه قضا و حكم در ميان مردم از آيينهاى پيامبران بوده است . و نيز فرمود : « آنگاه كه مؤمنان را به سوى خدا و رسولش فراخوانند تا پيامبر ميان آنان حكم كند ، سخن نگويند جز اينكه شنيديم و فرمانبرداريم ، ايشان رستگارانند » « 2 » .
هامش
( 1 ) - قوله تعالى :« يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ ».
( قرآن سورهء 38 « ص » آيهء 26 ) .
( 2 ) - و قوله :إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ