رواست كه تعزير با چوب يا با تازيانهاى كه گره « 1 » آن شكسته باشد انجام گيرد ، اما نبايد چنان باشد كه موجب خونريزى گردد . و رواست كه گناهكار را برهنه كنند و در ملأ عام آورند و گناه او را در صورتى كه تكرار كرده باشد به بانگ بلند بگويند ، و نيز رواست كه موى سرش را بتراشند اما ريش را نبايد تراشيد ، و بعضى سياه كردن روى را نيز روا دانستهاند . اما وارونه نشاندن گناهكار بر ستور نيز از احكام گذشته نقل شده است . و در تعزير جايز است كه گناهكار را زنده به دار آويزند اما از غذا و آب و نيز از وضو گرفتن براى نماز نبايد ممنوع شود ، و نماز را به اشاره بخواند و چون آزاد شد اعاده كند ، و صلب او از سه روز درنگذرد .
تعزير در اموال
تعزير در اموال ( جريمه ) نيز به گفتهء « مالك » رواست ، مثلا كسى كه زكات را نپردازد از وى همان زكات و نيز نيمهء مالش به عنوان عقوبت گرفته مىشود . روايت شده است كه سعد بن ابى وقاص جامهء كسى را كه در مدينه شكارى كشته بود بگرفت و گفت : شنيدم از رسول خدا كه مىفرمود : « هركه مردى را ببيند كه در مدينه صيد مىكند جامهاش از آن اوست » .
و روايت كردهاند كه عمر شير مخلوطى را به زمين ريخت و نيز از على ( ع ) نقل شده است كه طعام احتكار شده را به آتش بسوخت . غزالى گفته است : « كاردار مىتواند هر جا كه مصلحت ببيند چنين كارى كند » و من ( مؤلف كتاب ) برآنم كه كاردار بايد ظروفى را كه محتوى شراب است بشكند چنان كه در روزگار رسول خدا همين كار صورت گرفته و نسخ آن ثابت نشده است .
هامش
( 1 ) - متن : بالسوط الذى كسرت ثمرته ، و ثمره گرهى است در انتهاى تازيانه كه براى شكنجهء بيشتر تعبيه كنند . ر ك : اقرب الموارد .