خود را از شر انگلهائى كه وابسته به كاخ حكومتى بودند و زندگى خود را با تهيهء مداخل تامين مىنمودند رهائى بخشد . ولى در 15 ماه اوت وزير را در حالى كه خون از دهانش بيرون ريخته بود نزديك بسترش مرده يافتند . اتابك اعظم را به قتل او متهم ساختند اما هرگز نتوانستند روشن كنند كه وزير با مرگ طبيعى مرده باشد و فقدان او براى همهء مردم گيلان ضايعه اسفناكى بود .
در سال 1321 هجرى ( اكتبر 1903 ) عضد السلطان چهارمين پسر مظفر الدين شاه به عنوان حاكم كل به گيلان فرستاده شد . به نظر مىرسد كه در تهران اين فكر شايع شده بود كه گيلان درآمد قابل توجهى دارد در نتيجه ناصر السلطنه سردار معظم مبلغ گزافى را از نظر درآمد گزارش داده بود كه شايد به سبب مساعد بودن وضع دوران حكومت او بوده باشد . او مدت چند سالى حكومت نمود و نسبت به مشاغلى كه از نظر انحصارى بودن مورد اعتراض بود و امورى كه فايدهء مشابهى را در برداشت مراقبت زياد معمول داشت و خواست مطمئن شود كه سدى در برابر اين گونه عايدى ايجاد نموده است . وى مانند عضد السلطنه براى زير دستانش آزادى عمل بيشترى قائل بود .
در سال 1322 هجرى ( سپتامبر 1904 ) بيمارى و با با شكل آرامى در رشت ظاهر شد . مرگ و مير كم بود و در پايان ماه بيمارى از ميان رفت
در ربيع الاول 1323 ( 20 ماه مه 1905 ) مظفر الدين شاه براى عزيمت به اروپا از رشت عبور نمود و مىگويند از فعاليت روسها در بندر انزلى بسيار خشمگين گرديد . او در 23 سپتامبر به رشت بازگشت و دو روز بعد به تهران عزيمت نمود .
در ذيحجهء 1323 ( روز 29 ژانويه 1906 ) عضد السلطان رشت را ترك گفت و شاه شخصا او را احضار نمود . چند ماه بعد حاجى ميرزا صالح خان
ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 560
مساهمون: ياسنت لويى رابينو
ص٥٦٠