شا ، طهماسب ضمن نامهاى رسمى امتيازى به كمپانى مسكوى داد كه آنها را از پرداخت هر گونه ماليات معاف مىنمود و همچنين اموال آنها را از سرقت بوسيلهء دزدان تضمين مىكرد و به آنها اجازه داد تا به آزادى در همهء كشور رفت و آمد نمايند و حمايت آنان را در مقابل راهزنان به عهده گرفت و براى بار اندازى به آنها مساعدتهائى نمود .
در نامهء ادوارد به كنايهء عجيبى نسبت به روسها متوجه مىشويم :
« روسها از اينكه ما در اين ناحيه به بازرگانى پرداختهايم ناراحت هستند » « زيرا ما مورد علاقه و محبت مردم هستيم و آنها نيستند به اين سبب كه » « آنها به ميخوارگى شهرت دارند و مورد نفرت فراوان مردم مىباشند . » « بايد آرزو كرد كه هيچيك از اين مردم به خدمتگزارى آن مقام و الا » « اشتغال نورزند و نماينده اصلى شما بتواند لياقت ادارهء شخص خود را » « داشته باشد تا اينكه هيچ عمل ناروائى حتى از جانب ما به او نسبت داده » « نشود . »
هيات چهارم در 976 هجرى ( ماه اوت 1568 ) به ايران رسيد ولى افكار عمومى در اين زمان دچار تغييراتى گرديده بود و اينان با وجود حكم قبلى شاه نتوانستند از كمترين كمكى در مورد كار خود استفاده نمايند . لورنس شاپمن
Laurence chapman
به تبريز رفت و ديد بازار تجارت در اثر رقابت تركها و ارامنه و ونيزيها به روى آنها مسدود گرديده است . در قزوين به فروش هيچ چيز توفيق نيافتند . شاه هم از قبول ماهوتى كه خود سفارش داده بود خوددارى نمود و نمايندگانى كه به گيلان اعزام شده بودند در همه جا با تركها روبرو شدند . به دست آوردن فرمان جديدى از شاه طهماسب داير به موافقت با آزادى مسافرت انگليسيها از راه گيلان به نواحى ديگر ايران و مساعدت بوميان با آنها در ساحل در صورت شكستن كشتى و كسى كه در صورت