نتوانست از پيشروى پارساداس جلوگيرى كند و در جنگى كه اتفاق افتاد 60000 نفر از سپاهيانش را از دست داد . پارساداس پس از اين پيروزى از طرف كادوسيها به شاهى انتخاب گرديد ، و بدون ناراحتى ماد را به ويرانى كشيد .
در اوايل قرن ششم قبل از ميلاد گيلها از تابعيت قوم ماد امتناع ورزيدند .
كوروش از آنها در محاصرهء بابل يارى خواست و 20000 پياده نظام سبك اسلحه و 40000 سوار كمك گرفت .
خشايارشا هنگام تاخت و تاز به يونان هيچ كمكى از گلها دريافت ننمود .
اردشير تصميم گرفت تا گيلان را به اطاعت خود درآورد و با 300000 سرباز پياده و 10000 سوار اين سرزمين را اشغال كرد . سربازان او ناچار بودند از منطقهاى مه آلود و باطلاقى كه مسكن مردمى پرخاشگر و بىرحم بود و هيچ محصولى از گندم نداشت عبور نمايند ، به همين جهت سرانجام به بدبختى دچار شدند . حيوانات باركش را در اردوگاه شاه سر بريدند . قحطى آنچنان مهيب بود كه سر يك خر به 60 درهم به فروش مىرسيد .
نزديك بود كه كار سپاهيان به انهدام كشيده شود اما يكى از سرداران به صوابديد آرتاكزرسس به يكى از پادشاهان كادوسى دست يافت و با او قرارداد صلحى منعقد نمود .
پارمنيون
Parmenion
از منطقهء گلا عبور نمود . در زمان شاهپور اول هم كادوسيهاى ناحيهء گل استقلال داشتند . ساسانيها با رئيس آنها بالنوس
Balenus
يا بالروس
Balerus
عقد اتحاد بسته بودند و پس از دستگيرى و الرين دو سپاه از نيروهايشان را از آنها گرفتند .
بعد از سلطنت ژوستينين
Justinien
چون نام گيل و ديلم جانشين نام گيل كادوسى گرديد اسم اخير متروك شد .