به زبان محلى كلش
( Kolos )
ناميده مىشود . اين بازار كه يكى از ابتدائىترين بازارهاى گيلان است در ساحل شرقى رودخانهء ماسال نزديك گرمابهاى موسوم به عموئه تازه
( Amuetaze )
قرار دارد . مسأله مالكيت بازار شنبه موضوع اختلاف طولانى خانهاى ماسال است و اخيرا اين اختلاف را به حكميت واگذار كردند . بازار اولى وسيلهء حاجى محمد خان بنا گرديد ، ولى طغيان رودخانه آن را با خود برد . جواد خان براى بار دوم بازار را در گوشهاى از املاك پدرش بنا نمود ، ولى اين امر باعث شد تا وراث ديگر سهم خود را از منافع بازار مطالبه نمايند .
آب و هوا
هواى ماسال با وجود مزارع برنج اين منطقه رويهمرفته سازگار است . با اينهمه مردم ماههاى تابستان را در ييلاق مىگذرانند . اعتقاد مردم اينجا بر اين است كه ابرهاى مرتفع و سبك اين ناحيه به خلخال و ابرهاى كم ارتفاع و سنگين به گيلان تعلق دارد و جدالى دائمى ميان آنها درگير است . بادها براى نجات آنها مىشتابند اگر اين بادها به طور شديد از كوه بوزند گفته مىشود كه از خلخال آمدهاند تا به ابرهاى خلخال در جنگ با ابرهاى گيلان كمك نمايند .
هامش
فرستادند اما او به سبب نفوذ حاجى ملا رفيع پس از مدت كوتاهى آزاد شد و به حكومت ماسال منصوب گرديد و در اثر عدالت و دانائى خود به عنوان حاكم عادل و عاقلى مشهور گرديد .
امان اللّه خان پسر كاظم خان به جانشينى او رسيد و پس از او ناصر قلى خان كه با دادن پول زياد يعنى از طريق مزايده حكومت را به دست گرفته بود به وسيلهء مهدى خان پسر عباسقليخان از بين رفت .
به دست گرفتن حكومت از طريق مزايده ضربت سختى به وضع مالى ماسال زد و باعث بدبختى مردم و افزايش مالياتها گرديد . خانوادهء خانهاى ماسال متعدد بودند ، ولى حكومت و خانى در آنجا موروثى نبود .