قرار دارد و محل اقامت خان است و خان منزل محله نيز ناميده مىشود . در آنجا يازده خانواده اقامت دارند و چندين بنا به وسيلهء خدمتگاران اشغال شده است .
مسكن جواد خان هنوز در آنجا است ، اين خانه به وضع خوبى با كاه و گل ساخته شده و با ليق يا گالى يا كلش پوشيده شده است . خانهء مزبور داراى دو طبقه است و يك ديوار گلى آن را محصور مىكند . اين خانه مجاور حمامهائى است كه ويران شدهاند .
هامش
Frazerدر اين باره در سال 1248 هجرى 1822 چنين گفته است :
« محمد خان كه به نام محل اقامت خود ، محمد خان ماسالى ناميده مىشود ، رئيس قبيلهء گسكر طالش است . اين قبيله بسيار پر جمعيت و شهرتشان به آنست كه مانند دستهء خونخوار و ستمگرى در اين سرزمين وحشى به سر مىبرند . آنها هيچ نوع پولى به حكومت نمىپردازند ولى قدرت شاهزادهء گيلان را به طور مختصر به رسميت شناختهاند . مىگويند محمد خان مىتواند هر زمان كه بخواهد هزاران مرد جبار را كه از خونريزى واهمهاى ندارند و با بىقيدى به آن اقدام مىورزند بسيج كند . آنها ممكن است به خاطر چهار شاهى پول دوازده نفر را به خون بكشند ، و همه اوقات آمادهء اجراى دستور رئيس خود كه يكى از رؤساى آن سرزمين كوهستانى است مىباشند . اما خان به رام كردن آنها اقدامى ننمود بلكه هوس وحشيگرى آنها را تقويت كرد و آنان را در انجام غارت و چپاول كه سهم بزرگى از آن به خود او مىرسد بيباك و بىپروا نمود . »
مقارن سلطنت آغا محمد خان ، محمد ولى كه در خلخال متولد شده و از قبيلهء احمد بود ، با عنوان سلطان ، فرمانروائى ماسال را بر عهده داشت ولى به فرمان هدايت خان او را زنده در چاهى انداختند و رويش را با خاك پوشاندند . پسرش حاجى محمد خان كه اينك دربارهء او گفتگو مىشود جانشين پدر گرديد . اين شخص به پيشرفت سرزمين خود كمك فراوانى كرد و تا زمانيكه مردم ماسال به چهار پايان او براى بهرهبردارى در مزارع نيازمند بودند ، هرگز آنها را به بيگانگان اجاره نمىداد و مردم آن دهكدهها مىتوانستند تا حد