تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

مساجد و بقاع متبرك

در مسجد جامع « 1 » رشت دو كتيبه ديده مىشود . در كتيبهء اولى نوشته شده است كه در شوال 1224 ( 1809 ميلادى ) وقتى كه محمد رضا ميرزا به گيلان آمد به صلاحديد
هامش
( 1 ) - مؤلف در مقدمهء كتاب سفرنامهء مازندران و استراباد كه به سعى غلامعلى وحيد مازندرانى ترجمه گرديده ( 1343 ) در مورد كتيبه‌ها چنين مىنويسد : متن كتيبه‌ها كه در پايان كتاب نقل شده است شامل كتيبه‌هاى گيلان نيز مىشود . نقل كتيبه‌ها را از اين جهت سودمند ديدم كه بسيارى از آنها در سالهاى اخير نابود شده است . اغلاط چاپى كه در متن فارسى ملاحظه مىشود معلول انتقال اينجانب است از قاهره كه موجب شد نتوانم در چاپ آن شخصا نظارت كنم . صورت كتيبهء سنگى در مسجد جامع رشت : يا معافى - بتاريخ غره شهر شوال المكرم سنهء ميمونهء توشقان ئيل 1234 باخبار مژدهء و رود شاهزادهء اعظم اكرم و الا محمد رضا ميرزا ارواحنا فداه و حسب الاشاره مقرب الخاقان معتمد الدوله و بندگان منجم باشى پايندگان عموم و كدخدايان بلده رشت براى دوام دولت سلطان السلاطين شاهنشاه ايران پناه فتحعلى شاه قاجار ارواح العالمين فداه بدعت غير مستحسنه از بابت تكاليف ديوانى بهر اسم كه بر محلات ثمانيه رشت اطلاق مىشود اهالى بلدان و جميع ممالك محروسه ايران از صد گونه تكاليف اين معاف و بدعت خاص اين بلد بود خاصه به طيب خاطر از كل محلات برداشته موقوف داشته‌ايم كه اهالى شهر من بعد از اين مرفه الحال بدعاى ذات خجسته صفات ظل اللهى مشغول گردند و در اين بابت عهد نامه موكد بلعن ابدى و به مهر همهء علما رسانيده بمرقوم برسانند به اهالى شهر سپرديم كه چون كاغذجات را دوامى به علت مرور سنين و شهور نبوده كه باندك مدتى قارئين اين آيهء عظيم كه در سلطنت عظمى و خلافت كبرى به حيز ظهور و صدور رسيده از خاطرها محو مىگشت لهذا براى دوام و بقاى اين مدعا كه الى قيام الساعه و ساعة القيام مقروع سمع خاص و عام گردد خلاصهء مدعا را در اين سخره سماة مرقوم و بر ديوار مسجد جامع منصوب ساختيم تا از تغيير و تبديل مصون ماند . توقع از مؤمنين و مقدسين آنكه چون بر مدعا واقف بشوند پادشاه اسلام پناه را بنياد ابد دعا فرمايند . بنده گر خدمت كند مزدش حق آقاى اوست . چنانچه پس از تاريخ هر ذينفسى دوباره باعث بدعت صادرات و يا عوارضات گردد انشاء اللّه الرحمن بغضب حضرت اللّه و سخط جناب رسالت پناه و همدرجهء قاتل سيد الشهدا باشد . من بدله من بعد ما سمعه فلعنة اللّه الى يوم القيامة . ( از سفر نامهء مازندران و استراباد . ص 258 )