كلمه نود ويكم - قلب الأحمق في فيه .
دل أحمق در دهان اوست .
معنى اين كلمه بتازى : كل سر يكون في قلب الأحمق يذيعه بلسانه
ويشيعه لاخوانه .
معنى اين كمله بپارسى : هر چه در دل أحمق باشد به زبان بگويد وخلق را
بر اسرار خويش آگاه كند وهيچ چيز پوشيده ونهفته ندارد ، شعر :
هر كه أو هست با حماقت جفت * جايگاه دلش دهان وى است
هرچه دارد زنيك وبد در دل آن همه بر سر زبان وى است
كلمه نودودوم - لست العاقل في قلبه .
زبان خردمند در دل اوست .
معنى اين كلمه بتازى كل سر يكون للعاقل فقلبه يخفيه ويستره ،
ولسانه لا يفشيه ولا يذكره .
معنى اين كلمه بپارسى : هركه خردمند باشد سر خويش در دل نگاهدارد ،
وبزبان با هيچ كس نگويد ورپيدا كردن آن انديشهء بسيار كند وتا أو را نيك معلوم
ومحقق نگردد ومصور ومخمر نشود كه پيدا كردن آن صواب است بزبان نراند ،
وبا هيچ كس پيدا نكند ، شعر :
هر كه أو هست به كمال خرد * هست پنهان زبان أو در دل
نشود هيج سرا أو پيدا * نبود هيچ گفت أو باطل
كلمه نودوسوم - من جرى في عنان أمله عثر بأجله ( 1 ) .
هر كه برود درعنان امل خويش ناگاه درافتد بأجل خويش .
هامش
( 1 ) - در كلم قصار نهج البلاغة مذكور ، ودر جلد 4 شرح نهج البلاغة ابن الحديد چاب مصر
( ص 251 ) مشروح است .