تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
و ثلثماية بجوار حق رفت ، و پسر او ابو الحارث منصور بن نوح پادشاه شد و يك سال و هفت ماه پادشاهى كرد و روز چهارشنبه هژدهم ماه صفر سنهء تسع و ثمانين و ثلثماية به سرخس بر دست بكتوزون مكحول و مسمول شد و بر برادر او عبد الملك بيعت رفت و او پاى بر زمين نياورد تا به بخارا بر دست ايلك‌خان گرفتار شد و ملك ما وراء النّهر از دست او بيرون كرد و مدّت كار او هشت ماه و هفده روز بود . و اين ايّام مبدأ و فاتحهء ملك و سلطنت سلطان يمين الدّوله و امين الملّه محمود بود و بعد از آن على استمرار الأيّام عرصهء ملك او منفسح مىگشت و شعلهء دولت او مشتعل مىشد و كوكب اقبال او در برج [ 1 ] سعادت و سيادت ترقّى مىكرد تا منابر اسلام بفرّ القاب همايون او منوّر گشت و فرمان او در اطراف و اكناف عالم چون قضا روان شد ،
وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ
« 1 » . بيت [ 2 ] :
عروس مملكت او [ 3 ] در كنار گيرد سخت * كه بوسه بر لب شمشير آبدار دهد ز صد دلير يكى باشد آنكه توفيقش * حسام قاطع و بازوى كامگار دهد

ذكر احوالى كه ميان امير ناصر الدّين سبكتگين و خلف بن احمد از انواع مخالفت و موافقت حادث شد و خاتمت بدان كشيدن كه سلطان ولايت وى از دست او بر چه وجه بيرون كرد

در اوّل كتاب ذكر خلف بن احمد و جلاء او از مملكت خويش و اهتمام امير سديد منصور بن نوح بنصرت و معاونت او [ 4 ] و استخلاص ولايت او بشرح ايراد كرده
هامش
[ 1 ] - شع ، مب ، صو : در درج [ 2 ] - چت : نظم [ 3 ] - مب ، شع ، صو ، چت ، چق : مملكت آن [ 4 ] - لد ، چت ، چق « او » را ندارد . ( 1 ) و اللّه يؤتى . . . : خداى ملك خويش را به هر كه خواهد دهد و خدا فراخ توان و دانا است ( رك : تعليقات ) .