يافت و ابرها در جوّ آسمان حركت كرد و درياها در حدود خود ايستاد و قلبها از خوف او هراسان شد و ارباب ، مقهور ربوبيت او شدند . منزهى ، اى آنكه شمارهء قطرات باران و برگهاى درختان را مىدانى و اجساد مردگان را براى تجمع در قيامت زنده مىكنى . منزهى تو ، اى بزرگ محترم ، چه خواهى كرد با غريب بىچيزى كه پناهجو و يارى طلب به درگاهت آمده است . چه خواهى كرد با كسى كه بر درگاهت بار انداخته و خشنودى تو را مىجويد ، كسى كه به سوى تو آمده ، در پيشگاهت زانو زده و از آنچه تو خود مىدانى به تو شكايت آورده است ؛ پس اى پروردگار من ، مبادا كه بهرهام از دعايم حرمان باشد و از اميدى كه به احسان تو بستهام جز بىكسى نصيبى نبرم ، اى آنكه هميشه بوده و هميشه خواهد بود و هرگز از ميان نرود و هميشه نگاهبان جانهاى عالميان و آثار آنهاست . اى كسى كه ايّام دنيا را گذرا و ماههايش را متغيّر و سالهايش را در گردش قرار دادى ، ولى خود جاويدى . گذشت زمان كهنهات نكند و گردش روزگار در تو اثر نگذارد . اى آنكه هرروز خلقت را از نو آغاز مىكند و روزى همگان از قوىّ و ضعيف نزد او مهيّاست ؛ روزى را بين خلايق تقسيم و با مورچه و گنجشك به مساوات رفتار كرده است .
الهى ، آن زمان كه جا بر مردگان تنگ مىشود ، از تنگى جا به تو پناه مىبريم ، چون روز قيامت بر مجرمان طولانى شود ، به اندازهء فاصلهء بين دو نماز بر ما كوتاهش كن . الهى ، آن زمان كه خورشيد به جمجمهها نزديك مىشود و جز يك ميل فاصله ندارد و به اندازهء ده سال بر حرارتش افزوده مىشود ، ما را در سايه ، ابرها بگير و برايمان منبرها و صندليها بگذار ، تا در حالى كه مردم رفتوآمد مىكنند ، ما بر آنها بنشينيم ، آمين ! اى پروردگار عالميان . الهى ، به حقّ خصال نيك و صفات جمالت از تو مىخواهم كه مرا بيامرزى و از من بگذرى و بر بدنم لباس عافيت بپوشانى و دينم را به سلامت دارى . من درحالى از تو مىخواهم كه اطمينان دارم خواهشم را مىپذيرى و درحالى تو را مىخوانم كه مىدانم دعايم را مىشنوى ،
فلاح السائل ( سائل رستگار ) ( فارسى ) — صفحة 312
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٣١٢