اگر مىخواستى دستانم را خشك مىكردى و با پايم گناه كردم ، به عزّتت اگر مىخواستى زمينگيرم مىكردى و با آلتم گناه كردم ، به عزّتت اگر مىخواستى عقيمم مىكردى و با تمام اعضايم گناه كردم ، همانها كه همه نعمت تواند ؛ خداى من ، پاداش تو اين نبود كه من كردم .
آنگاه شمردم ، حضرت هزار بار گفت : العفو . سپس گونهء راستش را به زمين گذاشته ، با صوتى حزين مىگفت :
بؤت اليك بذنبى عملت سوء و ظلمت نفسى فاغفرلى فانّه لا يغفر الذّنوب غيرك يا مولاى يا مولاى يا مولاى « 1 » ؛
به گناه خود اعتراف دارم ، بد كردم و به خود ستم نمودم ، مرا ببخش كه جز تو كسى گناهان را نمىبخشد . مولاى من ، مولاى من ، مولاى من .
بعد گونه چپش را به زمين نهاده ، سه بار گفت :
ارحم من اساء و اقترف و استكان و اعترف « 2 » ؛
ببخش كسى را كه بد كرده و گناه نموده و اكنون ذليل و معترف به درگاهت آمده است . « 3 »
دعاى رسول اكرم ( ص ) هنگام برخاستن از سجّاده
هنگامى كه سر از سجده برداشتى ؛ مانند نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله دست راستت را به پيشانى بكش و بگو :
لك الحمد و لا إله الّا انت عالم الغيب و الشّهادة الرّحمن الرّحيم اذهب عنّى الغمّ و الحزن و الفتن ما ظهر منها و بطن ؛
سپاس سزاوار توست ، جز تو خدايى نيست ، داناى آشكار و نهان ، بخشنده و
هامش
( 1 ) . مصباح المتهجّد ، ص 59 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . كافى ، ج 3 ، ص 326 ، ح 19 و بحار الانوار ، ج 86 ، ص 208 ، ب 44 ، ح 24 .