جمع مىكنى ، به ما رحم كن . اى پروردگار ما ، آنكه به تو پناهنده شود ، عزيز است و ستايشت عظيم است و جز تو معبودى نيست .
دعاى حضرت صاحب الزّمان ( عج ) بعد از نماز « 1 »
محمّد بن احمد انصارى مىگويد : در روز ششم ذيحجه از سال 293 در مكّه با جماعتى حدود سى نفر نزديك مستجار بوديم . در ميان اين جماعت جز محمّد بن ابى القاسم ، مخلصى نبود .
در اين حال بوديم كه جوانى از طواف خارج شده ، به سوى ما آمد . در دو پارچهء ناصح « 2 » احرام بسته و كفشهايش را در دست گرفته بود .
وقتى او را ديديم همگى از هيبتش به پا خاستيم ، سلام كرد و در وسط ما نشست و ما بر گردش نشستيم ؛ آنگاه به چپ و راست نگاهى كرده ، فرمود : مىدانيد امام صادق عليه السّلام در دعاى الحاح چه مىگفت ؟ گفتيم : چه مىگفت ؟
فرمود : مىگفت :
اللّهمّ انّى اسئلك باسمك الّذى به تقوم السّماء و به تقوم الارض و به تفرّق بين الحقّ و الباطل و به تجمع بين المتفرّق و تفرّق بين المجتمع و به احصيت عدد الرّمال وزنة الجبال و كيل البحار ان تصلى على محمّد و آل محمّد و ان تجعل لى من امرى فرجا .
خدايا به حقّ آن اسمت كه آسمان و زمين را بدان به پا داشتهاى و با آن حقّ را از باطل جدا مىكنى و پراكندهها را جمع و مجتمع را پراكنده مىكنى و دانههاى ريگها و وزن كوهها و مقدار درياها را مىشمرى ، از تو مىخواهم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى و براى من فرج و گشايشى قرار دهى .
آنگاه برخاست و مشغول طواف شد . ما هم به احترام او برخاستيم ، تا او رفت و
هامش
( 1 ) . شماره 17 متن .
( 2 ) . چون مصنّف رحمه اللّه در پايان اين روايت ، خود ناصح را معنى كرده و ما نخواستيم آن قسمت از كلام ايشان را حذف كنيم ، اين كلمه را به حال خود باقى گذاشتيم تا معنى آن را از مصنّف بياموزيد .