جمع نكن و ما را به روى در ميفكن و از لباسهاى آتش و شلوارهاى قطران « 5 » به ما نپوشان و اى خدايى كه جز تو خدايى نيست ، در روز قيامت ما را از هربدى برهان و برحمتت در زمرهء صالحان داخل كن و تا عليّين « 6 » بالا بر و از جام گوارا و سلسبيل « 7 » سيرابمان كن و حور العين را به نكاحمان درآور و از پسربچههاى جاويدى كه مانند مرواريد هستند ، به خدمتمان بگمار و از ميوههاى بهشت و گوشت پرندگان به ما بخوران و از لباسهاى حرير و سندس و استبرق « 8 » به ما بپوشان و درك شب قدر و حجّ خانهات را نصيبمان كن و ما را به راه راست وادار و درجاتمان را به خود نزديك كن و دعا و درخواستهاى نيكمان را مستجاب كن . اى خالق ما ، به ما گوش كن و جوابمان گو و هنگامى كه در قيامت خلق اول و آخر را
هامش
- مىجوشد ، آن سان كه آب بر روى آتش در غليان است .
. ضريع در لغت به معناى گياهى است كه تازهء آن را شبرق مىگويند و چون خشك مىشود ، ضريع نام مىگيرد .
اين گياه اگر تر باشد خوراك شتر است ، ولى پس از خشك شدن شتر هم از آن اجتناب مىكند و بهطورى كه از اشعار عرب استفاده مىشود در صورت برخورد با جسم حيوان آن را به شدت زخمى مىكند . در قرآن به نوعى ضريع اشاره مىشود كه غذاى اهل جهنم است و در سورهء غاشيه آيهء 6 و 7 مىفرمايد : آنها غذايى جز ضريع ندارند كه نه چاق مىكند و نه رفع گرسنگى مىنمايد .
( 5 ) . قطران ، اين كلمه تنها يك بار در سورهء ابراهيم عليه السّلام آيهء 50 استعمال شده است بهطورىكه از بعضى از روايات و كلمات مفسّران بدست مىآيد به معنى مس مذاب است ، ولى صاحب كشّاف گفته است قطران صمغى است كه از درختى به نام ابهل ترشح مىكند آن را مىپزند و شتر آبلهدار را روغنمالى مىكنند .
دانههاى آبله و حتّى پوست شتر در حرارت آن مىسوزد و گاهى به زير پوست سرايت مىكند . مادّهاى است سياهرنگ و بدبو .
( 6 ) . بهطورىكه از آيات شريفه قرآن استفاده مىشود ، عليّين نام يكى از بهترين و برترين قسمتهاى بهشت است كه به گروهى خاصّ تعلق دارد .
( 7 ) . سلسبيل در لغت به هرچيز لطيف ، خمر و نوشيدنى لطيف اطلاق مىشود ، ولى در اينجا منظور همان است كه در آيهء 18 سورهء انسان آمده كه مىفرمايد : در بهشت چشمهاى است كه سلسبيل نام دارد .
( 8 ) . سندس به معنى ديباى نازك و استبرق به معنى ديباى ضخيم برّاق است . قرآن كريم به ما خبر داده است كه اهل بهشت لباسهايى از جنس سندس و استبرق مىپوشند ، ولى در آيه 31 كهف ، 53 دخان و 21 انسان كه موارد استعمال اين لفظ در قرآن مىباشد آندو را به صورت نكره استعمال كرده است ، تا بفهماند اگر لباسهاى بهشتى به اين اسامى ناميده شدهاند به اين سبب است كه لفظ ديگرى براى اشاره به آنها يافت نمىشود و گرنه با پارچههاى حرير و ديباى دنيا قابل مقايسه نيستند .