سال 607 ه / 1211 م ساخته است . در كتاب مزبور دو عكس هم از اين مسجد آمده است . اما بدر الدين گهرتاش در سال 660 ه / 62 - 1261 م در النجق به قتل رسيده است . آقاى محمد اوندر مىگويند كه شايد به علت نزديك بودن آرامگاه آقنجى به مدرسهء گهرتاش به آن مدرسه ، " مدرسهء آقنجى " اطلاق كردهاند .
اضافه مىكنند مدرسهاى كه غزلى به مطلع :
" توقع دارم از لطف تو اى صدر نكوآيين * درون مدرسه حجره به پهلوى شهاب الدين "
از آن نام برده شده ، مدرسهء گوهرتاش است كه به علت نزديك بودن آن به مزار آقنجى ، از صداى رباب ، آقنجى از مزار برخاسته ، بيرون آمده ، به سماع پردازد . اين غيرممكن نيست . چرا كه دفن بانى مدرسه در جلوى آن عادتى كهن بوده است . علاوه بر آن ، ذكر مداوم مولانا از آقنجى و نقل قول افلاكى از سلطان ولد كه : " در عنفوان جوانى از حضرت والدم در مدرسهء آقنجى از هدايه درس مىخواندم " اين گمان را ايجاد مىكند كه علاوه بر مدرسهء گوهرتاش ، مدرسهء ديگرى هم به نام مدرسهء اقنجى وجود داشته است « 1 » .
قبل از همه سپهسالار نوشته است كه مولانا در ششم ربيع الاول سال 604 ه / سىام اكتبر 1207 م تولد يافته است . اين تاريخ بعد از وى مطرد شده و مورد پذيرش قرار گرفته است . ما به استناد گفتهء مولانا در " فيه ما فيه " كه فتح سمرقند از جانب خوارزمشاه را به عنوان خاطرهاى نقل كرده است ، نوشتيم كه تاريخ ولادت مولانا ، بايد چندين سال پيش از تاريخ فوق بوده باشد .
در ترجمهء ديوان كبير ، در غزلى به بحر هزج مكفوف ، بيت زير توجه ما را جلب كرد :
" به انديشه فروبرد مرا عقل چهل سال * به شصت و دو شدم صيد و ز تدبير بجستم " « 2 »
يكى از دوستان شكاك مىگفت كه : كلمهء " شصت و دو " به جاى " شصت تو - شست تو " ( دام تو ) نوشته شده است و با بحث بيهودهء خود سخت ما را
هامش
( 1 )Ariflerin Menkibeleri , l , s . 605( 2 ) كليات شمس ، ج 3 ، ص 223