مسلمان بود ، عاشق هم بود « 1 » .
مولانا همه جا و به هر وسيلهء ممكن سماع بر پا مىكرد و گاهى مجالس سماع تا چند روز به طول مىانجاميد « 2 » يك روز جلوى دكان صلاح الدين از صداى چكش به وجد مىآمد « 3 » روز ديگر به فرياد تركى كه پوست روباه مىفروخت و فرياد مىزد : دلكو ، دلكو « 4 » مولانا نعرهزنان به چرخ درمىآيد و مىگويد : دل كو ؟
دل كو ؟ و سماع زنان تا مدرسهء مبارك روان مىشود و اين غزل را مىسازد :
" دل كو ؟ دل كو ؟ دل از كجا عاشق و دل ؟ * زر كو ؟ زركى ، زر كجا ؟ مفلس و زر ؟ « 5 »
او رباب را چنين ستايش مىكند :
" رباب مشرب عشق است مونس اصحاب * كه ابر عربان نام كردهاند اندر باب
چنان كه ابر سقاى گل و گلستان است * رباب قوت ضمير است و ساقى الباب " « 6 »
خشكمغزان متعصب سخت خشمگين مىشدند . روزى مولانا فرمود كه آواز رباب ، آواز صرير باب بهشت است كه ما مىشنويم . سيد شرف الدين گفت كه ما نيز آواز رباب را مىشنويم ، ولى چون مولانا گرم نمىشويم . مولانا فرمود : آنچه ما مىشنويم آواز باز شدن آن در است و آنچه او مىشنود ، آواز فراز شدن آن در « 7 » . مولانا را ملحد مىخواندند و او اين را مىپذيرفت و مىگفت :
" گفتى كه زيان كنى ، زيان گير * گفتى كه تو ملحدى ، چنان گير " « 8 »
ياران مولانا نيز با متعصبان همان رفتار ستيزهگرانه را داشتند . اخى احمد كه از سرشناسان روزگار بود ، روزى گفت كه : من يك خروار كتاب خواندهام ولى در
هامش
( 1 ) مناقب العارفين ، ص 233 .
( 2 ) همان ، ص 488 .
( 3 ) همان ، ص 429 .
( 4 ) دلكو ، تلفظ كهنهاى است از كلمهء تولكى به معنى روباه ( مترجم )
( 5 ) مناقب العارفين ، ج 1 ، ص 356 : رسالهء سپهسالار ، ص 92 .
( 6 ) كليات شمس ، ج 1 ، ص 190 .
( 7 ) مناقب العارفين ، ج 1 ، ص 484 - 483 .
( 8 ) كليات شمس ، ج 2 ، ص 292 .