مىكرد . حاصل سخن آنكه شيفتگى او به موسيقى از آن نوع نبود كه گوش بشنود و دل به فعان آيد . او طبيعتا شبيه شاعران اوليه بود . همانطور كه هومر و اورفه و رودكى اشعار خود را با موسيقى بيان مىكردند و خواستههاى خود را در قالب شعر بر زبان مىآوردند ، مولانا هم اشعارش را با موسيقى بيان مىكرد و خواستههاى خود را در لفاف شعر بر زبان مىآورد .
سلطان ولد در مقدمهء " ربابنامه " ، رباب را به مولانا منسوب مىداند « 1 » مولانا چنان دل بستهء رباب بود كه در يكى از غزلهايش از صدر مدرسه ، حجرهاى در كنار حجرهء شهاب الدين مىخواهد و از وى درخواست مىكند كه با حيلهربايى در آن حجره بگنجاند و گويد اگر قاضى بر سر حال آيد و آرزوى سماع كند ، برايش رباب مىنوازم و سماع و جد آفرينى ترتيب مىدهم . چنان كه از آواز سماع ما " اقنجى " هم به طرب آيد « 2 » و زنده شود و سر از گور برآرد و پاى بكوبد و تحسينم كند . در غزلى ديگر نيز مىگويد :
" هر رگ اين رباب را نالهء نو نواى نو * تا ز نواش پى برد دل كه كجاش مىزنم
[ شرح كه بىزبان بود ، بىخبرى دهان بود * بهر شماست اين نوا بهر شماش مىزنم ] " « 3 »
كاملا واضح است كه مولانا نواختن رباب را به خوبى مىدانسته است . در غزلى گويد :
" نخفت چشم محمد صعيف گشت رباب * مخسب ، گنج زر است اين سخن اگر زر نيست " « 4 »
هامش
( 1 ) ربابنامه ، نسخهء خطى :JUK . FY . NO : 1375 , 16ربابنامه ، تصحيح دكتر على سلطانى ، ص 2 .
( 2 ) از اين بيت بوضوح برمىآيد كه حجرهء مورد نظر مولانا در مدرسهء اقنجى واقع بوده است
( 3 ) كليات شمس ، ج 3 ، ص 188 بيتى كه درون قلاب نوشته شده در كليات طبع فروزانفر نيامده است .
( 4 ) همان كتاب ، ج 1 ، ص 278 .