تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
اگر خاك بر دست گيرد ، زر مىشود :
" كاملى گر خاك گيرد زر شود * ناقص ار زر برد خاكستر شود " « 1 »
دست كاملان دست خداست و دست ناقصان دست شيطان و ديوست و از اين روست كه :
طاعت عامه گناه خاصگان * وصلت عامه حجاب خاص دان " « 2 »
انسانى كه دست از هستى و منيت خود شسته باشد . اگر هر چيزى را مباح بداند و به اباحه گرايد ، چه باك ؟ مولانا ضعف انسان را همواره مد نظر دارد و از هيچ‌كس خير محض و فضيلت چشم ندارد . زيرا مىداند كه :
" در تگ دريا گهر با سنگهاست * فخرها اندر ميان ننگ‌هاست " « 3 »
اما اراده و همت انسان بايد جانب خوبى و تعالى سفر كند . اساسا در نظر مولانا همهء انسانها در حال سفرند :
" نيك بنگر ما نشسته مىرويم * مىنبينى قاصد جاى نويم
بهر حالى مىنگيرى راس مال * بلك از بهر غرضها در مآل
پس مسافر اين بود اى ره‌پرست * كه مسير و روش در مستقبل است " « 4 »
به اعتقاد مولانا اراده و همت بالهاى انسان است :
باز اگر باشد سپيد و بىنظير * چونك صيدش موش باشد شد حقير
ور بود چغدى و ميل او به شاه * او سرباز است منگر در كلاه
آدمى بر قد يك طشت خمير * برفزود از آسمان و از اثير « 5 »
و بدين دليل :
" هست اباحت كز هوا آمد ضلال * هست اباحت كز خدا آمد كمال
كفر ايمان گشت و ديو اسلام يافت * آن طرف كان نور بىاندازه يافت " « 6 »
آدم مست از نظر شرع معذور و آزاد است . طلاق و داد و ستد وى شرعا
هامش
( 1 ) مثنوى ، يكم ، ص 99 ، ب 1613 - 1609 . ( 2 ) همان كتاب ، دوم ، ص 404 ، ب 2816 . ( 3 ) همان سوم ، ص 49 ، ب 866 . ( 4 ) همان ، ششم ص 431 ب 79 - 2777 . ( 5 ) همان ، ص 278 ، ب 137 - 134 . ( 6 ) همان ، ص 391 ، ب 75 - 2074 .