تا صوفى ريش را شانه كردن ، عارف به خدا مىرسد " « 1 » .
روزى جماعتى از مولانا التماس امامت كردند و شيخ صدر الدين قونيوى نيز در آن جماعت بود . گفت : ما مردم ابداليم بهر جايى كه مىرسيم مىنشينيم و مىخيزيم ، اقامت را ارباب تصوف و تمكين لايقند . به شيخ صدر الدين قونيوى اشارت كرد ، تا امام شد « 2 » . اينكه مولانا خود را " ابدال " خوانده است ، نيز قابل دقت است .
معلوم است كه آئينتراش چنان كه در شاخهء مجردان طريقت بكتاشيه در طريقت مولويه نيز اركان است « 3 » . در طريقت سهرورديه و بعضى طريقتهاى ديگر نيز آئينتراش وجود دارد و بدون ترديد اين آئين از قلندريه اخذ شده است .
اين قرابت و شباهت مولويه به قلندريه ، مؤلف " تبيان " « 4 » را به اشتباه انداخته ، چنان كه وى قلندريه را شاخهاى از مولويه پنداشته و اين طريقت را به ديوانه محمد چلبى نسبت داده است « 5 » .
بعد از اينهمه توضيحات باز آن جسارت را در خود نمىبينيم كه شمس تبريزى را از قلندريه بدانيم . اگر در " مقالات " اشارهاى در اين باب مىيافتيم ، ترديد نمىكرديم . اما در مقالات فقط يكبار به قلندريه اشارهاى شده است و آن وقتى است كه يكى بر او اشكال گرفت كه : " ياران ما به سبزك « 6 » گرم مىشوند . . .
اشكال گفت : حرامى خمر در قرآن هست ، حرامى سبزك نيست . گفتم : هر آيتى را سببى مىشد ، آنگه وارد مىشد . اين سبزك را در عهد پيغامبر ( ص ) نمىخوردند
هامش
( 1 ) مناقب العارفين ، ج 1 ، ص 412
( 2 ) نفحات الانس ، چاپ تهران ، ص 462
( 3 ) مناقب العارفين ، نسخه خطىb55 ( جاى آن را در مناقب العارفين چاپى نيافتيم - مترجم .
( 4 ) تبيان وسائل الحقائق فى بيان سلاسل الطرائق ، از كمال الدين محمد حريرى ( حريرىزاده ) تذكرهاى تركى است . مؤلف از نسخهء خطى كتاب استفاده كرده است - مترجم .
( 5 ) تبيان :b47 ،a77
( 6 ) سبزك : بنگ ( لغتنامه )