پس اى احنف ، شايد توجه به دنيا ، تو را بازداشته از اين كه به سرايى توجه كنى كه خداوند سبحان ، آن را از لؤلؤ سفيد آفريده و در آن ، رودها را جارى كرده ، از حوريان جوان ، سرشارش ساخته و سپس دوستان و اهل طاعتش را در آن مأوا داده است .
اى احنف ، اگر آنها را ببينى در حالى كه بر نعمتهاى فراوان پروردگارشان وارد شدهاند ، [ در مىيابى ] وقتى كه آهنگ حركت مىنمايند و شترانى كه سوار ندارند ، يدك مىشوند ، قافلهشان آهنگى را ترنّم نمايد كه هيچ گوشى صدايى به اين زيبايى نشنيده است و ابرى بر ايشان سايه افكنده كه مشك و زعفران بر آنها مىبارد . اسبانشان در بين درختان اين باغها شيهه مىكشند ، شترانشان بين تودههاى زعفران ، براى آنها راه باز مىكنند و در زير پاهايشان درّ و مرجان مىغلطد . [ در اين هنگام ] كارگزاران بهشت با دستههاى بزرگ گلهاى خوشبو ، به استقبال آنها مىآيند و نسيم ملايمى از جانب عرش بر آنها مىوزد كه گلهاى ياسمن و بابونه را بر سر آنان مىافشاند .
آنگاه به سوى در بهشت مىروند و رضوان ( خازن بهشت ) در را به رويشان مىگشايد و آنها در آستانهء در بهشت ، براى خداوند به سجده مىافتند و پروردگار عالم ، خطاب به آنها مىفرمايد :
« سر از سجده برداريد كه من رنج عبادت را از شما برداشتم
صفات الشيعة (فارسى) — صفحة 111
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١١١