« آيا اهل شهرها ايمن شدند از اين كه شب هنگام كه در خوابند ، عذاب ما آنها را فرا گيرد » ( اعراف - 97 ) پس هراسان بيدار مىشوند و در حالى كه با صداى بلند گريه مىكنند ، نماز به پا مىدارند .
گاهى گريه مىكنند و گاهى تسبيح خدا را مىگويند . در محراب عبادتشان گريه مىكنند و ناله و فرياد بر مىآورند و شبهاى تاريك و خاموش ، صف زده [ در پيشگاه خداوند ] مىگريند .
پس اى احنف ، اگر آنها را در شب هنگامى كه به عبادت ايستادهاند بنگرى [ مىبينى ] كه پشتشان خم گشته ، و قسمتهايى از قرآن را در نمازهايشان تلاوت مىكنند و صداى گريه و ناله و فريادشان بلند گرديده است . وقتى نفس مىكشند ، گمان مىكنى كه آتش ، حلقومشان را گرفته و وقتى صدايشان را به گريه بلند مىكنند ، مىپندارى كه زنجيرها به شدّت بر گردنهايشان بسته شده است .
اما اگر آنها را در روز ببينى ، جماعتى را مىبينى كه به آرامى بر روى زمين راه مىروند و با مردم به نيكويى سخن مىگويند ، « و وقتى جاهلان با آنان خطاب و عتاب مىكنند ، با نرمى و مدارا به آنها جواب مىدهند » ، « و چون به كارهاى لغو و بيهوده برخورد مىكنند ، با كرامت و بزرگوارى از آن مىگذرند » .
قدمهايشان را از [ مواضع ] تهمت باز داشتهاند ، زبانهايشان را از اين كه در مورد آبروى مردم سخنى بگويد ، لال كردهاند ، و گوشهايشان را از شنيدن سخنان بيهودهء ديگران كر كردهاند ، چشمهايشان را با چشمپوشى از گناهان سرمه كشيدهاند ( زينت دادهاند ) و سراى سلامتى ( بهشت ) را قصد نمودهاند ، همان سرايى كه هر كس وارد آن شود ، از شكها و اندوهها ايمنى مىيابد .
صفات الشيعة (فارسى) — صفحة 109
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٠٩