و فرشتهء سمت چپ به فرشتهء سمت راست مىگويد : دست نگهدار ، او قصد كرده گناهى را مرتكب شود ، و زمانى كه آن گناه را انجام دهد ، زبانش قلم و آب دهانش مركّب فرشته مىشود و آن گناه را براى او ثبت مىكند .
حديث شصت و سوم
محمد بن حنفيّه گفت : هنگامى كه امير المؤمنين عليه السّلام بعد از جنگ جمل به بصره آمد ، احنف پسر قيس ، آن حضرت را دعوت كرد و غذايى آماده نمود و آن جناب و يارانش را [ به خانهاش ] دعوت كرد .
حضرت تشريف آورد و فرمود : اى احنف ، به ياران من بگو كه داخل شوند . جماعتى خاشع و فروتن كه [ از شدّت عبادت لاغر شده و ] مانند مشكهاى خشكيده بودند وارد شدند .
احنف پسر قيس عرضه داشت : يا امير المؤمنين ، اين چه حال و وضعى است كه بر اينها وارد شده ؟ آيا از كم غذايى است ؟ يا از ترس جنگ است ؟ حضرت فرمود : نه اى احنف ، همانا خداى سبحان ، گروهى را كه در اين دنيا او را عبادت مىكنند دوست دارد ، [ زيرا عبادت آنها شبيه است به ] عبادت كسانى كه علم و آگاهى به نزديك بودن قيامت به آنان هجوم آورده ، قبل از آن كه آن را مشاهده نمايند ، لذا خودشان را به جهد و كوشش واداشتهاند .
[ آنان آن گونه بودند كه ] وقتى صبح روز عرضه شدن اعمال را به پيشگاه خداى سبحان به ياد مىآوردند ، گمان مىكردند كه شعلهء بزرگى از آتش جهنّم بيرون مىآيد و همهء خلايق را در پيشگاه پروردگارشان جمع مىكند .