تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
درستى است كه راست‌تر و سودمندترين سخنهاست بطورى كه تنها جمله لا إله الا اللَّه شايسته است سخن باشد نه سخنان ديگر ، يا اينكه آن ، كلمه يكتاپرستى است ، ( و هى الفطرة ) يعنى فطرتى كه خداوند مردم را بر آن آفريده يعنى از اجزاء دين است و دين كامل نشود مگر به آن ، يا اينكه زكوه باعث نگهدارى انسانست ، زيرا بيشتر آيات زكوه در مورد زكوه فطره است چون مسلمان‌هاى آن روز مال زيادى نداشتند تا زكوه بر آنها واجب شود ، چنانچه در حديث آمده است ، بنا بر اين معناى اين جمله آنست كه سرشت اوليه انسان خوبى زكوه را تصديق مينمايد ، زيرا كمك به نيازمندان و دستگيرى از بىنوايان از چيزهائيست كه هر عقلى آن را مىپسندد ، و هر دين مىپذيرد ، در قاموس گويد : الفطره - صدقه فطره ، و همچنين آفرينشى است كه خداوند فرزند را در رحم مادر بر آن آفريده ، و دين را هم فطره گويند ، و ( السّعف ) به حركت عين ، تركه درخت خرما يا برگ آنست ، و در اينجا مقصود همان تركه است . 31 - كميل بن زياد گويد از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام پايه‌هاى اسلام را پرسيدم ، فرمود هفت چيز است ، اوّل آن عقل است كه صبر بر آن بنياد شده ، و دوّم آبرودارى و راستگوئى است ، و سوّم قرآن خواندن چنانچه بايد ، و چهارم دوستى در راه خداوند و دشمنى در راه خدا ، و پنجم حق آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و شناخت ولايت آنان ، و ششم حقوق برادران و نگهدارى از آنان ، و هفتم همسايگى مردم به نيكوئى . عرضكردم اى امير المؤمنين بنده خدا گناه مىكند ، و آنگاه از خدا آمرزش ميخواهد ، بفرمائيد حدّ استغفار ، و ميزان آمرزش خواستن چيست ؟ فرمود اى پسر زياد ، توبه گفتم بس ؟ فرمود نه عرضكردم پس چگونه باشد ؟ فرمود بنده خدا چون گناه كند ميگويد استغفر اللَّه ، با تكان دادن ، گفتم تكان دادن چه چيز ؟ فرمود لبها و زبان كه ميخواهد دنبال حقيقت باشد ، عرضكردم حقيقت