است كه شما را بعجله و دقت نكردن واميدارد ،
فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثِيرَةٌ
كه شما را از كشتن امثال اين افراد بخاطر مالشان بىنياز مىكند ،
كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ
يعنى از اوّلى كه داخل اسلام شديد و شهادتين گفتيد ، و در نتيجه گفتن شهادتين خون و مالتان محفوظ ماند ، بدون اينكه تحقيق شود آيا دلتان هم با زبانتان موافق است يا همراهى ندارد
فَمَنَّ اللَّهُ
بر شما بر شهرت يافتن بايمان و پايدارى در راه دين
فَتَبَيَّنُوا
و با آنها كه باسلام وارد ميشوند انجام دهيد آنچه در باره شما خداوند انجام داد ، و بكشتن آنها مبادرت نورزيد به گمان اينكه آنها از ترس و تقيه اسلام آوردهاند ، كلمهى تبيّنوا را تكرار فرموده براى تأكيد و بزرگداشت مطلب ، و مرتب ساختن حكم بر آنچه كه از حال آنها ذكر فرموده ،
إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً
داناى به آن و بهدف از آنست ، پس در كشتن هجوم مبريد و حيله به كار نزنيد .
علىّ بن ابراهيم « 1 » و ديگران گويند اين آيه وقتى نازل شد كه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از جنگ خيبر بازگشته و اسامه بن زيد را با لشكرى بجنگ عدّهاى از يهوديان در كنار فدك فرستاد تا آنها را باسلام دعوت كند ، يكى از يهوديها كه نامش مرداس بن نهيك فدكى و ساكن يكى از قراء فدك بود ، وقتى شنيد لشكر اسلام مىآيد ، اموال و خانوادهاش را برداشته ، بكوه پناه برد و رو كرد به مسلمين و شهادتين را گفت ، اسامه بن زيد او را با ضربهاى كشت ، وقتى بسوى پيامبر بازگشت ، جريان را بعرض رسانيد حضرت فرمود پرده از روى قلبش نشكافتى ؟
نه آنچه به زبانش گفت پذيرفتى ، و نه آنچه در دلش بود ، دانستى ؟ اسامه سوگند خورد از آن ببعد با كسى كه شهادتين بگويد ، مبارزه نكند بدين جهت در جنگهاى زمان امير المؤمنين عليه السّلام از لشكر آن حضرت كناره گرفت ، بنا بر اين ، آيه شريفه
وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ
در مورد داستان اسامه نازل شده .
هامش
( 1 ) تفسير قمى ص 134 .