حال مرض موت طلاق داده شده در ربع يا ثمن - با شرايط گذشته - شريك مىباشد .
مسأله 5 - شوهر از تمام تركهء زوجهاش - از منقول و غير منقول - ارث مىبرد . و زن نيز از منقولات ، مطلقاً ارث مىبرد ، ولى از زمينها مطلقاً ؛ نه از عين و نه از قيمت آنها ارث نمىبرد ، خواه زمينها داراى زراعت و درخت و ساختمان و غير آنها باشد يا نباشد و فقط از قيمت مصالح ساختمانى مانند تنه درخت ، تخته ، آجر و مانند اينها و همچنين از قيمت درخت و نخل ، ارث مىبرد . و بين اقسام ساختمان مانند آسياب و حمام و دكان و اصطبل و غير اينها فرقى نيست . و در درختها بين كوچك و بزرگ و خشك كه جهت بريدن آماده است ، ولى هنوز بريده نشده و شاخههاى خشك و سعف ( شاخهء نخل ) اين چنينى كه متصل به درخت مىباشد فرقى نيست .
مسأله 6 - مقصود از اعيانى كه زوجه از قيمت آنها ارث مىبرد آن اعيانى است كه در وقت مردن موجود باشند ، پس اگر از وقت مردن تا وقت تقسيم ، نماء و زيادهء عينى در آنها پيدا شود از اين نماء و زيادى ارث نمىبرد .
مسأله 7 - معيار در قيمت ، روز دفع است نه روز مرگ ؛ پس اگر قيمت آن ، از قيمت وقت مرگ بيشتر شود از آن ارث مىبرد . و اگر قيمت كم شود از سهم او كم مىشود ، البته با تفاوت دو قيمت ، احتياط ( مستحب ) مصالحه است .
مسأله 8 - روش قيمتگذارى اين است كه مصالح و درخت و نخل در حالى كه به طور مجانى آن قدر در زمين باقى بمانند كه از ميان بروند قيمت شود و حصهاش از آن داده مىشود ، بنا بر اين اگر قيمت آنها در حالى كه ثابتند تا اينكه از بين بروند از قيمت آنها در حالى كه ثابت نباشند زيادتر باشد ، زيادى مال زن مىباشد . مسأله 9 - معيار آن است كه مصالح در وقت فوت ، ثابت باشند ؛ پس اگر ساختمان قبل از مرگ خراب شود و درختها قطع شوند و به همان حالت تا وقت مرگ باقى بمانند ، زن از اعيان آنها مانند بقيهء منقولات ارث مىبرد . و ميوهء روى درخت و زراعت و بذر كاشته شده ، از منقولات مىباشند . و همچنين است ديگ ثابت در دكان براى پختن غذا ؛ زيرا ظاهر آن است كه از منقولات مىباشند ، چنان كه ظاهر آن است كه دولاب ، و داربست بوتهء
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 424
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٢٤