زوجهء او و مانند اينها - مانعى از ارث بردن نيست . و همچنين بين او و بين يكى از پدر و مادر كه زانى نمىباشد و بين منسوبين او ، مانعى از توارث نيست .
مسأله 3 - كسى كه از شبهه متولد شده است مانند اين است كه از حلال تولد يافته است و او و نزديكان پدرى يا مادرى او يا غير آنها از طبقات و مراتب ارث ، از همديگر ارث مىبرند .
مسأله 4 - وطى حرام ، غير از زنا - مانند وطى در حال حيض و در ماه رمضان و مانند اينها - مانع ارث بردن نمىشود .
مسأله 5 - ازدواج ساير مذاهب و آيينها در صورتى كه طبق مذاهبشان باشد اگر چه مخالف شرع اسلام باشد مانع ارث بردن نمىشود ، حتى اگر تولد ، از ازدواج با بعضى از محارم باشد ، در صورتى كه جواز آن در بعضى از آيينها فرض شود .
مسأله 6 - ازدواج بقيهء مذاهب ( اسلامى ) ، غير از مذهب اثنا عشريه در صورتى كه طبق مذهبشان واقع شود مانع از ارث بردن نمىشود ؛ اگر چه به حسب مذهب ما باطل باشد .
مانند اينكه زن مورد نكاح به طلاق بدعى ( نوعى از سه طلاقه ) ، طلاق داده شده باشد .
پنجم : لعان
مسأله 1 - لعان ، مانع از توارث بين فرزند و پدرش و همچنين بين او و بين نزديكانش از ناحيهء پدر مىشود . و اما توارث بين فرزند و مادرش و همچنين بين او و بين نزديكان او از ناحيهء مادرش تحقق پيدا مىكند و لعان مانع آن نمىشود .
مسأله 2 - اگر بعضى از نزديكان از پدر و مادر و بعضى از آنان تنها از مادر باشند ، به جهت انتساب به مادر ، به طور مساوى ارث مىبرند و انتساب به پدر اثرى ندارد ، پس برادر پدر و مادرى در حكم برادر مادرى است .
مسأله 3 - اگر مرد بعد از لعان اعتراف نمايد به اينكه فرزند مال او است ، فرزند ملحق به او مىشود در آنچه كه بر عليه او است ؛ نه در آنچه كه به نفع او است ، پس فرزند از او ارث مىبرد ، ولى پدر از او و از كسى كه به وسيلهء او با پدر قرابت دارد ، ارث نمىبرد ، بلكه