با اقرار پدر ، فرزند از نزديكان پدرش ارث نمىبرد .
مسأله 4 - اقرار فرزند و بقيّهء نزديكان ، بعد از لعان ، اثرى در توارث ندارد ، بلكه آنچه كه اثر دارد ، فقط اقرار پدر در ارث بردن فرزند از او مىباشد .
امورى در اينجا ، از موانع ارث شمرده شده كه در آن تسامح است :
اول : حمل ،
مادامىكه حمل است ارث نمىبرد ؛ اگر چه معلوم باشد كه در شكم مادرش زنده است ؛ ليكن از كسى كه در مرتبه يا در طبقهء متأخر از او است حاجب مىباشد ؛ پس اگر ميت حمل داشته باشد و داراى نوهها و برادرها هم باشد ، از ارث بردن ممنوع مىشوند و چيزى به آنها داده نمىشود تا حال آن روشن شود ، پس اگر زنده متولد شد ، ارث اختصاص به او پيدا مىكند و اگر به طور مرده به دنيا آمد ، آنها ارث مىبرند .
مسأله 1 - اگر ميت وارث ديگرى در مرتبه و طبقهء حمل داشته باشد مانند اينكه ميت داراى اولاد باشد ، براى حمل به اندازهء سهم دو پسر كنار گذاشته مىشود و باقىمانده به بقيه داده مىشود سپس بعد از آنكه وضع روشن شد ، اگر مرده به دنيا آمد ، سهم او كه كنار گذاشته شده بود به وارث ديگر داده مىشود و اگر وارث متعدد باشد طبق آنچه كه خدا واجب كرده بين آنها تقسيم مىشود .
مسأله 2 - اگر براى وارث موجود ، فرضى باشد كه با بود و نبود حمل تغيير نمىكند مانند سهم يكى از زوجين يا يكى از پدر و مادر در صورتى كه با او فرزندى غير از حمل باشد ، تمام سهم او داده مىشود . و در صورتى كه حمل در فرض تولد - و لو در بعضى از صور - سهم وارث را تغيير داده و ناقص مىكند به وارث كمترين سهمى را كه در صورت تولد حمل به ارث مىبرد ، داده مىشود ، مانند پدر و مادرى كه با آنها غير از حمل فرزند ديگرى نيست .
مسأله 3 - اگر با وسايل جديد حال بچه ( حمل ) معلوم شود به مقدار سهم او كنار گذاشته مىشود ، پس اگر معلوم شود كه او يكى و پسر است ، سهم يك پسر كنار گذاشته مىشود . و اگر معلوم شود كه او يك دختر است سهم او كنار گذاشته مىشود . و اگر معلوم شود كه حمل بيشتر از دو نفر است سهم آنها كنار گذاشته مىشود .