ترسش از دشمنان و ريبهآميز بودن امر آنان است كه براىشان ظهور نمىكند پس به چه دليلى براى دوستان و اوليايش ظاهر نمىشود ؟
و اگر جز اين باشد ، چگونه مىتوان پذيرفت كه بخاطر غيبتى كه دشمنان سبب و وسيلهء آن بودهاند اولياء و دوستان حضرت هم از بهرهمندى و مصلحتهاى خويش محروم مانند ؟
و اين چيزى است كه با فرض استمرار تكليف شيعيان - بگونهاى كه امام لطف در آن محسوب مىشود - با عدالت منافات دارد .
زيرا ما بيان داشتيم كه آنان حتى با فرض غيبت ، از امام خويش عليه السّلام بهرهمند مىشوند و همانا غيبت با چنين بهرهمندى كه در تكليف شيعيان به آن نياز هست اصلا منافات ندارد .
و بيان كرديم كه شرط بهرهمندى از ايشان ، ظهور و بروز ايشان نيست و از عهدهء اين سؤال محكم كه مخالفين ما گمان كردهاند كه جوابى ندارد و راه فرارى از آن نيست به خوبى برآمديم .
* * *
المقنع في الغيبة ( امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: الشريف المرتضى
ص٩٧