تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقنع في الغيبة ( امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
جز اينكه بايد دانست كه چنين تقصيرى اگرچه لازم نيست كفر باشد يا همانند تكذيب امام عليه السّلام و شك در صدق آن حضرت بشمار آيد با اينهمه گناه و خطا بشمار مىآيد ، البته گناه و خطايى كه منافاتى با ايمان و استحقاق ثواب ندارند . و در اين تقدير دوست و ولىّ امام ، ملحق به دشمن حساب نمىشود . زيرا دشمن در حال حاضر در مورد امامت به چيزى كه گناه كبيره و موجب كفر اوست اعتقاد دارد ، بخلاف دوست و ولىّ كه در حال حاضر جز ايمان و تسليم ندارد .

آنچه در آينده سبب كفر مىشود در حال حاضر كفر نيست :

آنچه كه اين گفتار ما را - كه هرچه به منزلهء سبب براى كفر است لازم نيست در حال حاضر كفر باشد - روشن مىسازد ، اينست كه فرض كنيم شخصى در مورد فردى توانا از بين ما اعتقاد پيدا كند كه « او بدرستى مىتواند در غير خودش از اجسام ديگر ، كارى را بدون هيچگونه تماسى با آن انجام دهد و به شكل غير مباشر ، در آن تصرفاتى خارق العاده كند . » اين مطلب خطا و جهالت است و كفر نيست . از طرف ديگر محال نيست كه دربارهء همين شخص - با همين اعتقاد - علم داشته باشيم كه اگر يك پيغمبرى ظهور كرد و مردم را به نبوت خويش فراخواند و معجزه‌اش را همين قرار داد كه خداوند بدست او كارى را انجام دهد بگونه‌اى كه اسباب بشرى به آن نرسد - كه خود اين كار حتما