به ملكهء « 133 » برقيه خواهى رسيد .
128 ، 47 - و گفت : سخن مگوى با نفس خود ، اگر تو مرد صاحب جد و جهدى ، در حالتى « 134 » كه تكيه بر سرير طبع داشته باشى ، و راضى باشى به عيش خواب گوارا درين گند خرابه ، و پايهاى خود را دراز كنى و گوئى كه آنچه نصيب من بود از علوم حقيقيه يافتم بتمامها ، و نفس « 135 » مرا نيز بر من حقيست ؛ چگونه نباشد كه از امثال و اقران خود گذرانيدم ؟ به درستى كه اين خطريست بس عظيم و طريقيست پر سقيم و كسى « 136 » كه برين مواظبت نمود روى فلاح و رستگارى نديد هرگز « 137 » .
128 ، 48 - و گفت : ترا اين علوم بيدار مىسازد از خواب غفلت « 138 » ، و تو مخلوق نشدهاى از براى آنكه در مهلكه فرو روى ، واقف [ 124 - الف ] شو اى مسكين ، و به حركت آر خود را ، و ترك كن دشمنان حق را ، و به سوى « 139 » آل طه و يس صعود « 140 » و عروج نماى . اميد هست كه ببينى پروردگار خود را به راه راست .
128 ، 49 - و گفت : بايد كه امروز تو بهتر « 141 » از ديروز تو باشد ، و الا تو از زيانكارانى « 142 » 128 ، 50 - خوشحال و فرحناك ساز دل خود را به ترك آنچه گرانست بر تو مكافات او ، و ياد آر مرگ خود را و رسيدن به حق تعالى .
128 ، 51 - در شباروزى « 143 » بارها محافظت خاطر « 144 » مردمان كن تا
هامش
( 133 ) - د : و اگر به ملكه محوكننده ترقى ننمائى اولا به ملكه .
( 134 ) - د : و گفت : اگر مرد صاحب جد و جهدى با نفس خود سخن مگوى در حالتى .
( 135 ) - د : يافتم و نفس .
( 136 ) - اساس : عظيم و كسى كه .
( 137 ) - كسى كه شيوه و شعارش اين شد هرگز روى فلاح و رستگارى نديد .
( 138 ) - د : اين علوم از خواب غفلت بيدار مىسازد .
( 139 ) - د : مسكين و قدم در نه و ترك دشمنان حق كن و به سوى .
( 140 ) - متن عربى : و اصعد الى طاسين .
( 141 ) - د : امروز تو بايد كه بهتر .
( 142 ) - د : و الا از زيانكارانى .
( 143 ) - د :
شبانروزى .
( 144 ) - اساس : « خاطر » ندارد .