گفت : بد را به بدى كفايت « 187 » مىشود . [ 43 - ب ] .
11 ، 282 - ديد جنازهء زنى را كه مردمان در اطراف آن « 188 » گريهكنان مىرفتند ، گفت : من نمىخواهم شر را از براى شر « 189 » .
11 ، 283 - و گفت : كسى كه ارادهء رستگارى كند از كيدها و حيلههاى شيطان ، بايد كه ميل و طمع زنان نكند ، به درستى كه زنان نردبانىاند بر پا كرده كه شيطان را حيله نيست به غير ازين كه به آن نردبان بالا رود .
11 ، 284 - و گفت : عاجزى مرد شناخته مىشود از سه خصلت : از بىپروائى او به مصالح نفس خودش ، و مخالفتنكردن با شهوتها و ميلها كه دارد ، و سخن زن خود شنيدن در هر چه مىداند و هر چه نمىداند .
11 ، 285 - و گفت روزى شاگردان خود را كه : راه نمايم شما را به رستگارى از همه بديها ؟ گفتند : اى حكيم بزرگوار تو تمام مىسازى بر ما حكمت را . گفت كه : اطاعت زنان نكنيد در هيچ حال نه در جائى كه مىدانيد و نه در جائى كه نمىدانيد .
11 ، 286 - شخصى گفت بعضى از ما را مادر مهربان و خواهر مشفق است . گفت : بد به بد شبيه است در آنچه به شما گفتم كفايت « 190 » است .
11 ، 287 - و گفت : كسى كه ارادهء آن كند كه قوت يابد بر طلب حكمت ، بايد كه خود را باز دارد « 191 » از تبعيت زنان .
11 ، 288 - نظر كرد به زنى كه بوى خوش « 192 » به كار مىبرد ، گفت : آتشى است كه هيزم بسيار بر آن مىريزد ، تا تيزتر شود « 193 » شعله و التهاب آن ، و دو « 194 » چندان گردد ضرر او .
هامش
( 187 ) - د : بدى را بد كفايت .
( 188 ) - اساس : « آن » ندارد .
( 189 ) - متن 1 : 54 و ابن فاتك ص 114 : الشر لفقدان الشر يتوجع .
( 190 ) - اساس : شبيه در آنچه گفتم كفايت .
( 191 ) - د : باز آرد .
( 192 ) - د : + به خود .
( 193 ) - د : تا بيشتر شود .
( 194 ) - د : التهاب او دو .